تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢

ترجمه

براى هيچ فرد با ايمانى مجاز نيست كه فرد با ايمانى را به قتل برساند ، مگر اين كه اين كار از روى خطا و اشتباه از او سرزند و ( در عين حال ) كسى كه فرد با ايمانى را از روى خطا به قتل برساند بايد يك برده آزاد كند و خونبهايى به كسان او بپردازد مگر اين كه آنها خونبها را ببخشند . و اگر مقتول مؤمن از جمعيّتى باشد كه دشمنان شما هستند [ و كافرند ] بايد ( تنها ) يك برده آزاد كند ( و پرداختن خونبها لازم نيست ) و اگر از جمعيّتى باشد كه ميان شما و آنها پيمانى برقرار است بايد خونبهاى او را به كسان او بپردازد و يك برده ( نيز ) آزاد كند ؛ و آن كس كه دسترسى ( به آزاد كردن برده ) ندارد دو ماه پى در پى روزه مىگيرد - اين ( يك نوع تخفيف و ) توبهء الهى است و خداوند دانا و حكيم است . ( 92 )

تفسير :

وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ
؛ براى هيچ مؤمنى روا و درست نباشد و لايق شأن او نيست مانند قول خداى سبحان
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ
؛ « هيچ پيامبرى البته خيانت نمىكند » . ( آل عمران / 163 ) و آيه .
وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها
« و هرگز نشود كه ما به آيين جاهلانه و باطل شما رجوع كنيم » ( اعراف / 89 ) . أن يقتل مؤمنا ؛ كه مؤمنى را بىجهت و بدون قصاص ، به قتل برساند . إلا خطأ ، مگر از روى خطا . « خطأ » منصوب است ، بنا بر اين كه مفعول له باشد ، يعنى به هيچ دليل براى مؤمن شايسته نيست . مؤمنى را به قتل برساند مگر تنها از روى خطا ، و مىتوان گفت « خطأ » حال است به اين معنا كه شخص مؤمن در هيچ حال مؤمنى را نمىكشد مگر در حال خطا . و يا « خطأ » صفت براى مصدر و تقدير جملهء إلا قتلا خطأ است ، يعنى از شأن مؤمن اين است كه ارتكاب قتل مؤمن البته در ابتدا و از روى اراده ، از او منتفى مىباشد ، مگر اين كار اشتباهى و بدون قصد صورت گرفته باشد مثل اين كه تيرى به سوى شخص مسلمانى كه گمان كرده كافر است پرتاب كند و او را به قتل برساند ، يا خطايى از اين قبيل .