2 - اگر وارث « كلاله » باشد .
و مىتوان گفت « يورث » خبر « كان » و « كلالة » حال از ضمير مستتر در آن است . و در مورد معناى « كلالة » اختلاف نظر وجود دارد . از ائمّهء ما عليهم السلام روايت شده كه به برادران و خواهران ميت « كلاله » گفته مىشود . و آنچه در اين آيه ذكر شده خواهران و برادران مادرى ميّت و آنهايى كه در آخر اين سوره ذكر شدهاند خواهران و برادران مادرى و پدرى يا پدرى تنها مىباشند ؛ بنا بر اين « كلاله » كسانى هستند كه به واسطهء اصل خويشاوندى كه همان رابطهء پدرى و فرزندى است ، با ميّت رابطهء خويشاوندى دارند و او را احاطه كردهاند ، مانند تاجى كه بر سر احاطه دارد و آن را در بر مىگيرد و علّت اختلاف در معناى « كلاله » اين است كه اين كلمه مصدر است و بر كسى كه نه پدر باشد و نه فرزند و بر ميّتى كه نه پدر بر جاى گذاشته و نه فرزند بلكه خواهران و برادرانى از خود باقى گذارده اطلاق مىشود .
بنا بر اين « كلاله » صفت براى ميّت يا وارث اوست ؛ يعنى وارث يا موروثى كه داراى « كلاله » است ، چنان كه گفته مىشود : « فلان من قرابتى » و منظور اين است كه فلانى از كسانى است كه با من خويشاوندى دارد .
أَوِ امْرَأَةٌ
؛ يا زن كلالهاى مالش به ارث برده شود .
وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ
؛ يعنى ميت داراى برادر يا خواهر مادرى باشد .
فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ
؛ خواهر و برادر امّى - هر گاه منحصر به فرد باشند - هر كدام يك ششم سهم مىبرند و اگر بيشتر از يك نفر باشند ، يك سوّم مال را به طور مساوى بين خود تقسيم مىكنند . در اين صورت سهم زن و مرد يكسان و برابر است .
غَيْرَ مُضَارٍّ
؛ يعنى وصيّت نبايد به ضرر ورثه باشد ، و اين در صورتى است كه ميّت به بيش از يك سوّم مالش وصيّت كرده است يا وصيت به دينى كرده كه بر ذمهاش نيست و مقصودش ضرر رساندن به وارث باشد .
وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ
؛ « وصية » مصدر مؤكّد است ، مانند آيه :
فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ
.