شما را فرا گرفت ، اما جمع ديگرى در فكر جان خويش بودند ( و خواب چشمان آنها را فرا نگرفت ) . آنها گمانهاى نادرستى دربارهء خدا همچون گمانهاى دوران جاهليّت داشتند ، و مىگفتند : آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مىشود ؟ بگو همهء كارها ( و پيروزيها ) به دست خداست . آنها در دل خود امورى را پنهان مىدارند كه براى تو آشكار نمىسازند ، مىگويند : اگر سهمى از پيروزى داشتيم در اين جا كشته نمىشديم ، بگو اگر هم در خانههاى خود بوديد ، آنهايى كه كشته شدن در سرنوشت آنها بود به بسترشان مىريختند ( و آنها را به قتل مىرساندند ) و اينها براى اين است كه خداوند آنچه در سينه شما پنهان است بيازمايد و آنچه در دلهاى شما ( از ايمان ) مىباشد ، خالص گرداند ، و خداوند از آنچه در درون سينههاست با خبر است . ( 154 )
تفسير :
« إصعاد » به معناى رفتن و دور شدن از زمين است ، گفته مىشود : « صعد فى الجبل و أصعد فى الأرض » ، يعنى بر كوه و از زمين پست و سراشيب بالا رفت . و معناى آيه اين است كه خداوند از گناه شما در گذشت هنگامى كه به خاطر شكست ، در بيابان احد فرار مىكرديد .
وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ
؛ يعنى به افرادى كه در جنگ پشت سرنهاده بوديد توجه نداشتيد و هيچ يك از شما براى [ دلجويى از ] ديگرى توقف نمىكرد .
وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ
؛ و محمّد ( ص ) شما را فرا مىخواند و مىگفت : « بندگان خدا به سوى من بازگرديد ، من فرستاده خدايم ، بهشت از آن كسى است كه به دشمن حمله كند » .
فِي أُخْراكُمْ
؛ در بين جماعت پشت سر و عقبتر از شما ، گفته مىشود :
جئت فى آخر الناس و اخراهم ؛ يعنى من پشت سر مردم آمدم و آخرين نفر آنها بودم .
چنان كه گفته مىشود : جئت فى أولهم و أولاهم ؛ و تأويلش اين است كه من در جلو جمعيّت و همراه دستهء اوّل بودم .