بعضى از شما خواهان دنيا بودند و بعضى خواهان آخرت ، سپس خداوند شما را از آنها منصرف ساخت ( و پيروزى شما به شكست انجاميد ) تا شما را آزمايش كند و او شما را بخشيد و خداوند نسبت به مؤمنان فضل و بخشش دارد . ( 152 )
تفسير :
در جنگ احد با اين كه [ از نظر نيرو و تجهيزات ] قدرت و غلبه با مشركان بود ، ولى به علت ترسى كه خداوند در دل آنان افكند با شكست رهسپار مكّه شدند ، و در ميان راه يكديگر را سرزنش كردند كه ما نه محمّد ( ص ) را به قتل رسانديم و نه زنان و دختران زيباى [ قريش ] را به همراه آورديم . ما با مسلمانان جنگيديم تا اين كه همهء آنان آواره شدند ، با اين حال رهايشان كرديم . اينك برگرديم تا آنها را قلع و قمع كنيم .
و چون تصميم به بازگشت گرفتند خداوند در دلشان رعب و وحشت انداخت و آنان از برگشتن خوددارى كردند .
بِما أَشْرَكُوا
؛ يعنى به سبب شرك ورزيدن آنان ، به اين معنا علت اين كه خداوند رعب و وحشت را در دل آنان افكند اين بود كه آنان بتها را شريك خدا قرار دادند ، در صورتى كه دليلى بر [ جواز ] شريك قرار دادن بتها نازل نكرده بود . مقصود خداى سبحان اين نيست كه براى اين عمل آنان دليل وجود داشته و بر آنها نازل نشده ، بلكه منظور نفى دليل و نزول آن هر دو است ، مانند سخن شاعر كه مىگويد :
« سوسمارى را در آن صحرا نمىبينى كه به لانهاش خيزد » ؛ يعنى سوسمارى وجود ندارد تا به لانهاش خزد . « 1 »
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ
؛ خداى سبحان به شرط اين كه بردبار باشند و تقوا پيشه كنند در آيهء :
إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ
( همين سوره / 125 ) به آنان وعدهء پيروزى داد و به اين وعده وفا كرد . و وعدهء مذكور در روز احد بود هنگامى كه رسول خدا ( ص ) كوه احد را پشت سر و مدينه را پيش روى
هامش
( 1 ) - و لا ترى الضب بها ينجحر .