تفسير :
« أم » منقطعه و تقدير آيه : « بل أ حسبتم » است و همزهء استفهام در آيه براى انكار است .
وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ
؛ به معناى « لما يجاهدوا » است ، زيرا علم متعلّق به معلوم است و نفى علم به منزلهء نفى متعلّق آن [ يعنى معلوم ] است ، چون با نفى خود علم متعلق آن نيز منتفى مىگردد . و اگر مثلا بگويى : ما علم اللَّه فى فلان خيرا . منظور اين است كه در فلانى خيرى وجود ندارد تا اين كه خدا از آن آگاه باشد .
« لما » به معناى « لم » است جز اين كه نوعى انتظار در آن وجود دارد و [ در آيه مورد بحث ] دلالت دارد بر نفى جهاد در گذشته و انتظار انجام آن در آينده .
وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ
؛ « يعلم » منصوب است به تقدير « أن » و « واو » براى جمع است . چنان كه گفته مىشود : لا تأكل السمك و تشرب اللبن ؛ « بين خوردن ماهى و نوشيدن شير جمع نكن » .
مقصود آيه اين است كه آيا گمان مىكنيد وارد بهشت خواهيد شد در حالى كه هنوز معلوم نيست چه كسانى از شما در راه خدا جهاد خواهند كرد ، و صبر و مقاومتشان چگونه خواهد بود ؟
وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ
؛ اين جمله خطاب به كسانى است كه در جنگ بدر حضور نداشتند ، و آرزو مىكردند با رسول خدا ( ص ) در يكى از جنگها شركت كنند ، تا به فيض شهادت نايل شوند . اينان همان افرادى بودند كه [ در جنگ احد ] اصرار داشتند كه در خارج از مدينه با مشركان بجنگند ، ولى نظر رسول خدا ( ص ) اين بود كه در مدينه باقى بمانند ، يعنى شما مرگ را آرزو مىكرديد ، پيش از آن كه آن را مشاهده كنيد و از سختى آن با خبر شويد .
فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ
؛ شما مرگ را هنگامى كه فردى از شما كشته مىشد ديديد و خود نيز نزديك بود كشته شويد . آرزو كردن شهادت جايز است ، زيرا مقصود از آن رسيدن به كرامت و مرتبهء بلند شهداست و نه چيز ديگر .