« و نعلمه » به « نون » نيز قرائت شده است .
و دربارهء « رسولا » و « مصدقا » دو وجه وجود دارد :
1 - اين كه تقدير جمله چنين باشد : « و يقول ارسلت رسولا بانى قد جئتكم » ، « و مصدقا لما بين يدى » .
2 - اين كه هر يك از آن دو متضمن معناى نطق باشد ، چنان كه گويى گفته شده : و ناطقا بانى قد جئتكم و ناطقا بانى اصدق ما بين يدى .
و در جملهء «
أَنِّي أَخْلُقُ
» چهار وجه گفته شده است :
1 - در موضع نصب و بدل است از
« أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ »
.
2 - در موضع جرّ و بدل است از « ءاية » .
3 - در موضع رفع است ، بنا بر اين كه تقدير جمله : هى انى اخلق لكم باشد .
4 - جملهء مستأنفه باشد ، زيرا « انى اخلق » به كسر همزه نيز قرائت شده است .
و معناى آيه اين است كه من چيزى [ گلى ] را به شكل و هيأت مرغ براى شما خلق مىكنم و در آن مىدمم ، پس به قدرت و امر خدا مرغى زنده مانند ديگر مرغان خواهد شد .
وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ
؛ و كور مادرزاد را شفا مىدهم .
وَ الْأَبْرَصَ
؛ و نيز مبتلا به برص را كه بر پوستش لكههاى سفيدى است .
وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ
؛ تكرار كلمهء « باذن اللَّه » براى ردّ پندار و اعتقاد كسانى است كه خيال كردند ، عيسى ( ع ) خداست [ تا بر آنها معلوم شود كه او با اذن و قدرت پروردگار كور مادرزاد را شفا مىداد و مرده را زنده مىكرد ] .
وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ
؛ عيسى ( ع ) [ خطاب به افراد ] مىگفت : فلانى تو فلان غذا را خوردهاى و [ به ديگرى مىگفت ] اى فلانى چنين چيزى براى تو ذخيره شده است [ و گفتهء او عين واقع بود ] .
جملهء «
وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ
» حمل بر « آية » مىشود ، يعنى « جئتكم بآية من ربكم و لا