گواهان بنويس . ( 53 )
( يهود و دشمنان مسيح ) مكر نمودند و خدا هم ( بر حفظ او و آيينش ) چاره جويى كرد و خداوند بهترين چاره جويان است . ( 54 )
تفسير :
إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ
؛ خداوند مالك من و شماست ، از اين رو عيسى ( ع ) اين سخن را گفت تا دليلى بر رد مسيحيان باشد كه مىگفتند : « مسيح پسر خداست » و منظورش اين است كه فرزندى مرا به خدا نسبت ندهيد ، همانا من بندهء اويم چنان كه شما بندهء او هستيد .
فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ
؛ و چون عيسى ( ع ) به كفر ايشان آگاه شد به گونهاى كه هيچ شك و ترديدى در آن نداشت ، مانند آگاهى يافتن به چيزى كه با حواس قابل درك است .
قالَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ
؛ گفت ياران من و كسانى كه خود را به خدا نسبت مىدهند كيانند تا مانند خدا مرا يارى كنند ؟ بنا بر اين كلمهء « الى اللَّه » متعلّق به « انصارى » است . و مىتوان گفت متعلق است به محذوفى كه حال از ياء « انصارى » باشد ، يعنى « من انصارى ذاهبا الى اللَّه » ؟
قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ
؛ حواريون گفتند ما ياران دين خدا و رسول او هستيم . و حوارى شخص ، افراد مخصوص و برگزيدهء اوست و به زنان شهر نشين نيز به خاطر پاكيزگى [ لباس ] و شفّاف بودن رنگشان « حواريّات » گفته مىشود .
حواريون عيسى ( ع ) 12 تن بودند و در علّت نام گذارى آنها به اين نام اقوالى است :
1 - چون نورانى بودند و اثر عبادت در آنها آشكار بود ، و يا چون دلهايشان پاك بود مثل پاكى لباس شسته شده و سپيد شده .
2 - چون رختشوى بودند و لباسها را از چرك پاك و سپيد مىساختند . « 1 » و حواريون
هامش
( 1 ) - دو قول ديگر نيز ذكر شده كه عبارتند از :