ثانيا « عجمى » است . و اگر از اسامى عرب باشد نيز به دو جهت غير منصرف است . 1 - معرفه بودن ؛ 2 - وزن فعل داشتن .
مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ
؛ « عيسى » ( ع ) را تصديق كرد و به او ايمان آورد ، و گويند : « يحيى » اوّلين كسى بود كه او را تصديق كرد ، و « مسيح » را كه « كلمة اللَّه » گويند چون تنها از كلام الهى [ كن - فيكون ] به وجود آمده است نه از سبب ديگرى .
و گفته شده منظور از «
مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ
» اين است كه به كتاب خدا ايمان آورد ، و « كلمه » به معناى كتاب آمده ، چنان كه به كتاب « حويدرة » به خاطر قصيدهاى كه در آن سروده « كلمة الحويدرة » گفته مىشود .
وَ سَيِّداً
؛ و بزرگ قومش بود و در شرافت و علم و عبادت بر آنان برترى داشت .
وَ حَصُوراً
؛ و به زنان نزديك نمىشد تا نفس خود را از شهوات منع نمايد .
وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
؛ پيامبرى شريف و بلند مرتبه و از جملهء انبياست ، زيرا پيامبران همه صالح بودند .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 40 تا 41 ]
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ ( 40 ) قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزاً وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ ( 41 )
ترجمه
او عرض كرد پروردگارا ! چگونه براى من فرزندى خواهد بود در حالى كه پيرى به سراغ من آمده و همسرم نازاست ؟ فرمود : اين گونه خداوند هر كارى را بخواهد انجام مىدهد . ( 40 )
( زكريا ) عرض كرد پروردگارا نشانهاى براى من قرار بده فرمود نشانهء تو آن است كه سه روز با مردم جز به اشاره و رمز سخن نخواهى گفت ( و زبان تو بدون جهت بند مىآيد ) و