مطالبهء آن را ندارد و بايد هديهاى [ كه با شؤون زن مطابق باشد ] به او بپردازد .
وَ مَتِّعُوهُنَّ
؛ چيزى از مال خود را كه بهرهمندشان سازد به آنها بدهيد .
عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ
؛ بر توانگرى كه در وسعت و گشايش است به اندازهء خودش و بر تنگدستى كه در تنگناست در خور توانايىاش .
قدره ؛ يعنى به اندازهء توانايىاش . « قدر » و « قدر » دو لغت است .
مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ
؛ « متاعا » تاكيد براى « متعوهن » است ، يعنى « تمتيعا بالمعروف » و منظور از « معروف » اين است كه هديهاى باشد كه در دين نيكو و در خور انصاف و جوانمردى است .
حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ
؛ « حقا » صفت براى « متاعا » است ، يعنى لازم يا ثابت است ، بر نيكوكارانى كه بخواهند با بهرهمند ساختن زنان مطلقه از هديهء خود ، به آنان احسان كنند .
در اين آيه خداوند نيكوكاران را قبل از انجام كار نيك « محسنين » ( افراد نيكوكار ) ناميده است ، چنان كه پيامبر ( ص ) - در روز جنگ بدر - فرمود : « هر كس مقتولى را بكشد ، لباس و جامهاش از آن اوست » . [ و پيامبر ( ص ) كسانى را كه هنوز كشته نشدهاند « قتيل » ناميده است ] .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 237 ]
وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلاَّ أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 237 )
ترجمه
و اگر زنان را پيش از آن كه با آنها تماس بگيريد ( و آميزش جنسى كنيد ) طلاق دهيد ، در حالى كه مهرى براى آنها تعيين كردهايد ( لازم است ) نصف آنچه را تعيين كردهايد ( به آنها بدهيد ) مگر اين كه آنها ( حق خود را )