أَنْ تَبْتَغُوا
؛ تقديرش « فى ان تبتغوا » است .
فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ
؛ يعنى مانعى ندارند كه از فضل خدا بهرهمند شده و در تجارت ، سود و منفعتى بدست آوريد .
فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ
؛ هنگامى كه همراه جمعيّت بسيار ، سرازير عرفات شديد . « افضتم » از باب « افاضة الماء » است يعنى زياد آب ريختن ، و اين جمله در اصل « افضتم انفسكم » مىباشد .
« عرفات » علم شده براى محل مخصوصى كه وقوف در آن در روز عرفه براى حج واجب است . « عرفات » مانند « اذرعات » جمع بسته شده و از اسمهاى مرتجل است « 1 » .
فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ
؛ اين آيه دلالت بر وجوب وقوف در مشعر الحرام دارد ، زيرا ظاهر صيغه امر دال بر وجوب است و چون خداى متعال ذكر گفتن در مشعر را واجب دانسته وقوف در آن را نيز واجب كرده است . و معناى آيه اين است :
هنگامى كه از عرفات كوچ كرده و به مشعر الحرام در آمديد در آنجا خدا را به ياد آوريد .
هامش
( 1 ) - در مناسبت اسم « عرفات » چند وجه بيان شده است :
1 - ابراهيم ( ع ) در اين روز فهميد ، آنچه از قبل برايش توصيف شده بود ( از حضرت على ( ع ) و ابن عباس ) .
2 - آدم و حوا پس از آن كه از هم جدا بودند در اين نقطه گرد هم آمده و يكديگر را شناختند ( ضحاك و سدى و از اصحاب ما نيز بر اين مضمون روايت شده است ) . ( ترجمهء تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 253 ) .
3 - به مناسبت رفعت و بلندى اين موقف ، بدين اسم ناميده شده است .
4 - جبرئيل ابراهيم را مناسك و اعمال مىآموخت و او مىگفت : « عرفت ، عرفت » دانستم و لذا اين جا به اسم « عرفات » خوانده شد ( عطا ) .
5 - ابراهيم در شب هشتم خواب ديد كه بايد فرزندش را بكشد . صبح از خواب برخاست . همه روز را فكر مىكرد كه آيا اين امر از طرف خداست يا نه ؟ به اين مناسبت روز هشتم را بنام روز « ترويه » يعنى روز شك و فكر مىخوانند .
در شب نهم دوباره همان مطلب را خواب ديد ، وقتى بيدار شد دانست كه امر خداست و لذا به نام « عرفه » خوانده شد .
6 - روايت دارد كه جبرئيل به آدم در همين سرزمين گفت : « به گناهت اعتراف كن و اعمال و مناسك ياد بگير » آدم گفت : پروردگارا ما به خود ستم كرديمرَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا . . .و از اين جهت اين بيابان بنام « عرفات » شد ( ترجمهء تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 253 ) . - م .