قالُوا . . .
؛ آنها گفتند .
بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا . . .
؛ بلكه ما از آيينى كه پدران خود را در آن يافتهايم پيروى مىكنيم .
أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ
؛ « واو » حاليه و « همزه » براى رد و به تعجب واداشتن است و معناى جمله اين است كه آيا آنها از پدران خود پيروى مىكنند ، با آن كه پدرانشان چيزى از دين نمىدانند و به حق هدايت نشدهاند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 171 ]
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ ( 171 )
ترجمه
مثل كافران در شنيدن سخن پيامبر ( ص ) و درك نكردن معناى آن ، چون حيوانى است كه آوازش كنند و او از آن آواز معنايى درك نمىكند و فقط صدايى مىشنود ، كفّار هم از شنيدن و گفتن و ديدن حق كر و گنگ و كورند ، زيرا عقل خود را به كار نمىبندند . ( 171 )
تفسير :
در اين آيه مضاف ناگزير حذف شده است و تقدير آيه : « و مثل داعى الذين كفروا كمثل الذى ينعق » يا « و مثل الذين كفروا كبهائم الذى ينعق » است . معناى آيه اين است كه مثل پيامبر ( ص ) در دعوت كفار به ايمان و توحيد مثل آواز دهنده چهارپايان است كه آنها تنها صداى چوپان را مىشنوند ولى معنا و مفهوم آن را درك نكرده و چون افراد عاقل به مضمون آن آگاهى پيدا نمىكنند .
[ « ينعق » از ريشهء « نعق » است و گفته مىشود : ] « نعق الراعى بالغنم » هر گاه شبان به گوسفندان بانگ زند . ولى « نغق الغراب » با « غين » به معناى صداى كلاغ است .