تفسير :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً . . .
؛ هنگامى كه ابراهيم گفت پروردگارا اين را يعنى « مكه » را شهر امن قرار بده .
منظور از
« بَلَداً آمِناً »
شهر داراى امنيّت است ، مانند قول خداى تعالى :
فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ
؛ « چنين كسى در عيش و زندگانى خوش خواهد بود » ( حاقه / 21 ) كه منظور « زندگانى » داراى خوشى است ، و نيز مانند « بلد اهل » كه به معنى شهر صاحب اهل است .
بعضى گفتهاند ، « بلدا آمنا » از قبيل اسناد به مكان است به اعتبار اهل آن ، مثل « ليل نايم » يعنى شب خواب رونده به اعتبار اين كه مردم در آن به خواب مىروند . [ و مقصود در اين جا شهرى است كه مردم در آن ايمن هستند ] .
وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ . . .
؛ انواع روزيها و ميوهها به اهل آن عنايت كن .
منظور ابراهيم اين است كه روزيها و ميوهها را مخصوص كسانى از اهل مكه كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند قرار ده ، زيرا « من آمن منهم » بدل از « اهله » مىباشد .
قالَ وَ مَنْ كَفَرَ
؛ « من كفر » عطف بر « من آمن » است ، چنان كه در آيهء قبل جملهء « و من ذريّتى » عطف بر « كاف » در « جاعلك » بود .
علّت اين كه ابراهيم ( ع ) دعاى خود را مخصوص مؤمنين قرار داد [ و گفت :
مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ]
اين است كه خداوند در ضمن آيهء قبل - موقعى كه از پيشگاه او امامت را براى ذريّه خود تقاضا كرد و گفت :
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
، با جملهء لا ينال عهدى الظالمين به ابراهيم فهماند كه در ميان ذريّهء او ظالمانى پديد خواهند آمد . و خداى سبحان با جمله
« وَ مَنْ كَفَرَ »
به او فهماند كه فرق است بين روزى دادن و مسألهء امامت و رهبرى ، زيرا برگزيده شدن به خلافت ، مختص كسى است كه ظلم و ستمى از وى سرنزده باشد ، به خلاف رزق و روزى كه گاهى موجب جلب و جذب