مىگويد : سبحان ما سخر كن لنا ( منزه است خدايى كه شما را مسخر ما گردانيد ) [ و شايد براى تحقير و كوچك شمردن يهود و نصارى بجاى لفظ « من » « ما » آمده است ] .
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ اختراع كننده است آسمانها و زمين را .
گفته مىشود : بدع الشيء فهو بديع يعنى اختراع كرد چيزى را پس او مخترع است ، و « بديع السموات » از قبيل اضافهء صفت مشبّه به فاعل خود مىباشد ، يعنى « بديع سماواته و ارضه » و گفته شده « بديع » به معناى « مبدع » است .
كُنْ فَيَكُونُ
؛ يعنى ايجاد شو ، پس ايجاد مىشود .
« كان » در اين جمله « تامة » است و منظور از جملهء
« كُنْ فَيَكُونُ »
اين نيست كه خداوند يك فرمان لفظى با معنى « موجود باش » صادر مىكند ، بلكه از باب مثال است و منظور اين است كه هنگامى ارادهء او به وجود چيزى تعلّق گيرد و بخواهد ايجاد شود [ خواه كوچك باشد يا بزرگ ، پيچيده باشد يا ساده ، به اندازهء يك اتم باشد يا به اندازهء مجموع آسمانها و زمين ] بدون اين كه ميان اين اراده و پيدايش آن موجود حتى يك لحظه فاصله شود ، موجود مىشود ، همانند شخص مطيع و فرمانبرى كه هر گاه مأمور انجام كارى شود بلادرنگ امتثال نموده و از انجام آن خوددارى نمىكند . و با اين بيان خداى سبحان تأكيد كرده كه زاد و ولد نسبت داده شده به او محال است ، زيرا كسى كه به محض ارادهء يك چيز آن را ايجاد مىكند در كمال قدرت بسر برده و حال وى با حال اجسام از نظر زاد و ولد متفاوت است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 118 ]
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ( 118 )