چرا كه آنان به قيامت و بهشت و دوزخ ايمان ندارند و زندگى دنيا بهشت آنان است . پس هر گاه آزمندى آنان زياد شود با آن كه به روز جزا اقرار مىكنند ، سزاوار شديدترين توبيخها هستند .
و گفته شده است ، مقصود از
« الَّذِينَ أَشْرَكُوا »
مجوس است ، زيرا آنها در حق سلاطين خود چنين دعا مىكردند : عش الف نيروز يعنى هزار سال بزى .
و گفته شده : جملهء
وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا
اوّل كلام است و تقدير آيه چنين است : و منهم ناس يود احدهم . . . ، و « ناس » كه موصوف است حذف شده است مانند آيهء شريفهء :
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
؛ « هيچ يك از ما فرشتگان نيست جز آن كه او را در بندگى حق مقامى معيّن است » ( صافات / 164 ) [ در اين آيه نيز موصوف حذف شده است زيرا تقدير آيه چنين بوده است : و ما احد منا الا له . . . ] .
ضمير در « و ما هو » كنايه از « احدهم » و « ان يعمر » فاعل براى « مزحزحه » است بنا بر اين تأويل آيه چنين مىشود : و ما احدهم بمزحزحه من العذاب تعميره .
و گفته شده « هو » كنايه است از « تعمير » و « ان يعمر » بدل از « هو » است و مىتوان گفت « هو » ضمير مبهم است و « ان يعمر » آن را توضيح مىدهد .
« زحزحة » به معنى دور كردن است .
جملهء « لو يعمر » به معناى آرزو كردن است ، و قاعده اين بود كه « لو اعمر » به لفظ متكلّم باشد ولى به قرينهء « يود احدهم » به لفظ مغايب آمده است . چنان كه گفته مىشود : حلف باللّه ليفعلن [ كه هر دو فعل به لفظ مغايب آمده است ] بنا بر اين كلام خداى متعال « لو يعمر » حاكى از علاقهء آنها به زياد زيستن است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 97 تا 98 ]
قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 97 ) مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ ( 98 )