كه از كوهستان سرچشمه گرفته بمركز دره ميرسد مشروب ميگردد . اراضى دره سراسر زير كشت غنى و پربركتى قرار دارد و چهره دره را مزارع متعدد و باغهاى وسيع مىپوشاند .
چهار ميل آخر راه زيارتگاه تا هرات از ميان بوستانها و باغها ميگذرد و در اين قسمت درواقع شاهراهى است كه در انتهاى خود برودخانه موصوف ميرسد . بر اين رودخانه پلى قديمى بعرض 400 يا رد وجود دارد كه از آجر ساخته شده است . گفته ميشد كه اين پل را زنى روغنفروش بهزينه خود ساخته است . هنگامى كه من بهرات رسيدم پل در شرف اضمحلال بود و به نظر مىآمد كه اگر حكومت در تعمير آن نكوشد قطعه قطعه خواهد شد . پيش از بناى اين پل در آن هنگام از سال كه برف كوهها ذوب گرديده و آب رودخانه طغيان ميكرد ارتباط شهر هرات با نواحى اطراف و سرزمينهاى ديگر قطع ميشد . پس از عبور از پل به طول چهار ميل از ميان حومه شهر و در مسير راهى بسيار عالى رانده و بدروازه شهر رسيديم .
شهر چهار ميل مربع وسعت دارد و بواسط ديوارى گلى و بلند و تعدادى برج محصور و قلعهبندى شده و در دورادور آن خندقى كشيدهاند . در جبهه شمالى ارگى بر فراز تپهاى بالاتر و بلندتر از ديوار قلعه خودنمائى مىكند . قلعه ارگ كوچك و مربع شكل است ، ديوار و برج آن آجرى و در امتداد هرديوار در هرگوشه يك برج دارد و خود باز در خندقى از آب محصور است و بر آن خندق يك پل متحرك نيز نصب كردهاند .
شهر در سه جبهه يك دروازه و فقط در ضلع شمالى دو دروازه دارد . بطور كلى قلعهبندى و باروى شهر استحكام كافى نداشته و از اين جهت و براى دفاع منطقهاى است ضعيف .
از هردروازه بازارى تا چهارسو ( چهارسوق ) يا بازار بزرگ ( بازار مركزى ) در مركز شهر ادامه دارد . كوچه و بازارها فضاى كافى داشته و مغازههاى متعدد در كنار آن خودنمائى مىكند و خلاصه پردكه و مغازه مىباشد . بازار عمده و اصلى از دروازه جنوبى
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٢٩٩