شروع ميگردد و بگنج بازار يا بازار مالفروشان در مقابل ارگ ميرسد . اين بازار در تمام مسير خود سرپوش بوده سقف آن طاقى و گنبدى است . اين كوچهها و بازارها در روز پنجشنبه ( پنجشنبه بازار ) مملو از جمعيت ميگردد به حدى كه تقريبا عبور و مرور براى مدتى ناممكن مىشود . در هرطرف سراهاى بزرك و وسيع ساخته شده كه مركز دفاتر تجار و محل انبار كالا و حتى كارخانهها است . شهر هرات آب كافى و فراوان دارد و به همين جهت در هر سرا ( حوض ) آبانبار اختصاصى ساختهاند و گذشته از اين در هرگوشهاى از بازار آبانبارهاى عمومى و بزرگ براى استفاده عام وجود دارد . ظاهرا آنطور كه از بيرون به نظر ميرسد ساختمان مقر سكونت شاهزاده حقيرترين ساختمانهاست و فقط يك در و دروازه معمولى دارد . بر فراز دروازه بنايى محقر و خرابه به جهت نقاره - خانه با راهروهائى ساختهاند كه در جلوى آن نيز فضائى باز وجود دارد .
زمانى مسجد جمعه شهر ساختمانى عظيم و باشكوه بوده بوسعت 800 يا رد مربع ولى آن هم رو بويرانى ميرود . خانههاى شخصى هرات بهيچوجه چنين وضعيتى نداشته همه آباد و زيبا مى باشند هيچ شهرى نظير هرات اينگونه پوشيده از مساكن انسانى نيست . در اين شهر اراضى اشغال نشده تقريبا وجود ندارد و هيچ شهرى با توجه بوسعت شهر هرات نميتواند از لحاظ تعدد مساكن و جمعيت آن و نسبت آن بمساحت شهر بر هرات ببالد . جمعيت شهر هرات و حومه آن به يكصد هزار نفر تخمين زده مىشود . از اين جمعيت ده هزار نفر افغان و بقيه مغول مىباشند . معدودى يهودى و ششصد نفر هندو نيز در اين شهر بسر مىبرند . در اينجا بهندوان خيلى احترام ميگزارند زيرا سرمايه عمده و بازرگانى هرات در دست ايشان است . حكومت نيز نسبت بارزش هنديها بسيار حساس بوده در نتيجه نفوذ و قدرت وافرى در امور جارى شهر دارند . هندوان در بهترين سراها زندگى ميكنند و باغهائى زيبا و وسيع و متعدد در خارج شهر دارند ولى با همه احوال جرات ندارند خانواده خود را به اين شهر بياورند .
با توجه بحكومت محلى حاكم بر شهر ، بازرگانى هرات از هرشهر ديگر اسيا پر
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٣٠٠