تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
فحش‌ها و ناسزاهاى ركيك درباره خوردن گوشت خوك و شراب و ساير غذاهاى ممنوع توام بود . به خوبى ميدانستم اگر او را بزنم چون شخص مقدسى است باحتمال زياد خود من و همراهانم را در اثر بلوا و غوغا بقتل ميرسانند ازاين‌رو سعى كردم كه براى يك لحظه ، با دادن جوابهاى مودبانه او را بسكوت وادار و ضمنا او را تهديد كنم كه دراين‌باره به شخص لطفعلى خان كه مسلما از اين خبر ناخوش آيند ناراحت خواهد شد شكايت خواهم كرد . اين جريان مدتى به همين منوال ادامه داشت و تمام مردم بازار كه عده آنها به دو الى سه هزار نفر ميرسيد دور منزل جمع شده هريك از آنها بنوبه خود مشغول ريشخند و لعنت من شده بودند و مرا بخاطر اعمالم سرزنش و تحقير ميكردند . بالاخره خوش‌شانسى روى آورد و ضمن سوالات متعددى كه سيد از من ميكرد با ريشخند و استهزاء گفت كه به او جواب بدهم خداوند تبارك و تعالى در كجاست ؟ من جواب دادم كه منهم يك سوال دارم كه از او بكنم و چنانچه او بصراحت و روشنى جوابم را بدهد حاضرم كنجكاوى او را ارضا كنم . پيشنهادم را پذيرفت و من از او پرسيدم كه به من جواب دهد خداوند تبارك و تعالى در كجا حضور ندارد ؟ در اينجا فورا از جا برخاست و رو بجمعيت كرده با صداى بسيار بلند گفت : به خدا اگرچه او مسلمان نيست ولى مرد خوبى است و از برابر من كه از اين حرف راضى شده بودم ولى آن را به زبان نمياوردم دور شد و جمعيت هم دنبال او سر كار خود رفتند . طول ناحيه نرمان‌شير از اراضى ويرانى كه آن را از بلوچستان مجزا مىكند شروع و به شهر بم ختم ميگردد و اين مسافت تقريبا معادل 85 ميل است و عرض اين ناحيه بين 30 تا 75 ميل مىباشد . از سمت غرب به ايالت كرمان كه به نظر من در حال حاضر نرمان‌شير ناحيه‌اى از آن محسوب مىشود محدود مىباشد و از سمت مشرق بقسمى كه گفته شد بيابان و صحرا آن را احاطه مىكند و از شمال و جنوب هم محدود است به دو رشته جبال كه رشته اخير بمراتب مرتفع‌تر است و تصور مىكنم در تمام فصول