تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
آرد معاوضه كرده و البته طبق عرف و عادت محل مقدارى بابت مزد كار و ضايعات آن كسر گذاشتيم . يك يا دو ساعت قبل از حركت از بم بىادبى يك نفر سيد متعصب كه اهل مشهد خراسان بود مرا بسيار عصبانى كرد . اين شخص پس از اينكه فهميده بود كه يكنفر مسيحى در خارج براى استراحت متوقف است نزد ما آمد تا دوستانه ايراد و عيب بگيرد و بقول خودش غيرحق‌بودن مذهب مرا به من ثابت نمايد . ابتدا باطاقى كه در آن استراحت كرده بودم وارد شد و با قاطعيت اظهار داشت كه من اروپائى نيستم بلكه يك نفر افغان در لباس مبدل مىباشم . چون از خطراتى كه در اثر انتشار و قبول اين عقيده غلط ممكن بود متوجه من بشود آگاه بودم و ميدانستم كه چه دشمنى و معاندتى بين اين دو ملت وجود دارد ازاين‌رو برخاسته و بايوان رفتم تا اين ادعايش را رد كنم . پس از آن‌كه ادعايش را رد كردم ، براى جمعيت بسخنرانى و نطق شروع كرد و با لحنى بسيار موهن كليه مسيحيان و خارجىها را مورد فحاشى و هتاكى قرار داد . بعد رو به من كرده گفت چگونه جرات كرده‌ام كه در لباس و آداب مسلمانان درآيم ولى از پيغمبر آنها متابعت نكنم ! آيا هيچ ميدانى كه على كيست ؟ و سعى ميكرد مرا به گفتن و به زبان آوردن شعار شيعيان وادار كند . از گفتن اشهد برسم شيعيان جدا امتناع كردم . سپس او موضوع سخن را تغيير داد و گفت كه مايلم راستش را بگوئى كه در بين هموطنان تو چند نفر شوهر سهم يك نفر زن مىشود و آيا اين صحيح و راست است كه برادران با خواهران خود و نزديك‌ترين اقربا ازدواج مىكنند و از اين قبيل سوألات ديگر . ضمنا براى جمعيت سوگند و قسم ياد ميكرد كه تمام اين اتهامات صحيح است و دو نفر اروپائى كه سال قبل در مشهد با او ملاقات كرده‌اند تمام اين ادعاها را قبول و بدرستى آن‌ها اقرار كرده‌اند « 1 » . تمام اين اظهارات او با سيلى از زشت‌ترين
هامش
( 1 ) - اروپائيانى را كه او اشاره كرد طبق تحقيقاتى كه بعدا به عمل آوردم دو نفر از افسران ميسيون فرانسوى در ايران بوده‌اند .