از ميدان جاهطلبى و وادار نمودن آنها باطاعت و فرمانبردارى ، نادر حتى از همان آغاز كار كه فكر گرفتن زمام قدرت و سلطنت را بدست خود در سر مىپرورانيد مايل بود بغلجائىها در قلمرو خويش پناه و اسكان بدهد . در تاييد اين حدس و ظن ظاهرا افغانهاى غلجائى از اين ناحيه آباد بهرهمند شده بدون مزاحمت در دوران اوج قدرت نادر شاه بسكونت و استفاده خويش در آنمكان ادامه دادهاند و حتى پس از نادر با جانشينان او نيز از راه موافقت و سازش درآمدهاند و روابط آنها با زنديه نيز حسنه بود و به آخرين افراد سلسله زنديه در مقابل فرمانروايان امروزى هم مساعدت و كمك ميكردند و همين هم علت برانداختن و از ريشه درآوردن آنها توسط زمامداران فعلى مىباشد توضيحات تاريخى بيشتر راجع به اين مردم در اينجا بىفايده است و از مطلب اين كتاب به كلى دور و نامربوط است زيرا در واقع آنها يك كلنى كوچكى از يك ملت بزرگ مىباشند « 1 » .
خاك نرمانشير اكثر سياهرنگ و حاصلخيز است ولى در سمت جنوب با نزديك شدن بصحرا باراضى لميزرع و شنزار مبدل مىشود . بهرحال خاك نرمانشير خيلى حاصلخيز است و جويبارهائى كه از چشمههاى طبيعى و برف كوهستان سرچشمه مىگيرند آن را مشروب ميسازند . علاوه بر مشروب كردن اراضى زراعتى تعدادى آسيا توسط اين آبها ميچرخند و بين ريگان و بم بطورى كه شمردم بيست آسياب وجود داشت . در مدت تابستان و پائيز هوا بشدت گرم است ولى بقسمى كه قيافه اهالى و ساكنان آنجا شهادت ميدهد سالم مىباشد . چنانچه اين ناحيه حكومتى روشنفكر ميداشت در آتيه يكى از پردرآمدترين و حاصلخيزترين نواحى در قلمرو كشور ايران ميگرديد . اما همين كه مردم قدرى ثروتمند ميشوند و ارزش آن را پيدا مىكنند كه توسط قبايل غارت گردند و
هامش
( 1 ) - غلجائىها اتباع پادشاه كابل مىباشند و گفته مىشود تعداد آنها به يك ميليون نفر ميرسد . روابط آنها با همسايگان يعنى ابدالىها يا درانيها حسنه نيست زيرا بزمامدارى آنها رشك و حسد مىبرند . اغلب غلجائىها شيعه هستند و هميشه بعنوان مردمانى شجاع و با احترام از آنها ياد شده است .