تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
در تصميم خويش پابرجا هستم ، يا صراحت لهجه ضمن ابراز رضايت خود گفت كه بعقيده او مشكل‌ترين و پردردسرترين قسمت اين مسافرت هنوز باقيمانده است و از اين ببعد است كه اين قسمت بايد بمرحله اجرا درآيد . وقتىكه از لفاظى دراين‌باره كاملا خسته شد سوالاتى تازه شروع كرد . پرسشها بيشتر در مورد چگونگى حكومت بريتانيا ، ميزان نيروى دريائى و زمينى ، طرقى كه چنين نيروى عظيم اداره شده خرج و پرداخت مىگردد ، غذا دادن و انتظامات آن بود و نيز خواست بداند كه اين نيروها معمولا در داخل مملكت به كار ميروند يا در جنگهاى خارج . تا آنجا كه بفكرم ميرسيد سعى كردم اين مطالب را جامع و كامل بيان دارم و ضمن توضيح آن ناگهان پرسيد و خواست كه بفهمد چرا ما فرنگىها ( اروپائىها ) ريشه ايرانىها يا بهتر فارسها را از بيخ و بن برنمىكنيم ( آنها را كافر شيعه خواند ) . او مى گفت : من هم از شما و هم از گرانت دريافته‌ام كه حكومت بريتانيا بسيار پرقدرت است و اگر واقعا اين‌طور است انهدام اين نژاد منفور براى شما مشكل نخواهد بود زيرا من خودم مىتوانم دويست نفر سوار بفرستم و تمام آن سرزمين را ويران كنم و حتى آنها را وادارم كه عقايد خود را تغيير داده و نيك‌فرجام گردند . جواب دادم كه اين موضوعات اصولا خارج از رويه من است و در عمرم به خود زحمت نميدهم حتى درباره چنين موضوعات فكرى بكنم . من حالا بنوبه خود مايل و مشتاق بودم تا بفهمم آيا فارسها و بلوچها بطور كلى همديگر را تحمل مىكنند يا نه زيرا مىبايست براساس آن ، مفتاح تنظيم برنامه و اداره مسافرت به نرمان‌شير را دريابم . ازاين‌رو سؤال كردم كه ايا بين او و حكمران كرمان مراوداتى برقرار است يا نه ؟ و آيا هيچ‌نوع تجارتى بين خاك او و سرزمين كرمان انجام مىگيرد ؟ او درحالىكه مى خنديد جواب داد : مراودات ! نه ! من در اين دو سال اخير هيچ رابطه‌اى نداشته‌ام و در نظر هم نيست
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 194 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى