تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
پرداخته بودند در سرزمينى كم‌درآمد و كم‌جمعيت سهمى از غنائم را درمىيافتند مگر آنكه غلام خانه‌زاد و يا بردگان خاص خانه باشند . عمده غنائم عبارت بود از غلام و كنيز شتر ، خرما ، گندم ، قالى و قاليچه ، تفنگ و ساير سلاحها . اسب بندرت گير آورده بودند زيرا مردم لارستان با اطلاع از حمله بلوچان غارتگر بر اسبان خود سوار شده در اولين آژير خطر از معركه گريخته بودند . وقتى خان ميرفت به اشاره گفتم كه به جهت تهيه وسايل و مقدمات مسافرت سخت در تشويش و نگرانم و اميدوارم كه او به من كمك نمايد . به اين درخواست بدرشتى و تلخى جواب داد كه در مورد تهيه سيورسات سفر ما مشكوك است زيرا حتى نميداند كه آيا مىتواند غذا و احتياجات ما را در مدتى كه در بمپور هستيم فراهم كند يا نه ، در پاسخ گفتم كه اگر او بتواند به مقدار همين غذاى روزانه كه در بمپور ميدهد معادل دو روز ، بعنوان ذخيره و توشه راه بدهد ، ما بىدرنگ به مقصد به زمان حركت مىكنيم . ولى او بدون اينكه اشاره‌اى به خواسته اخير من بنمايد ما را ترك گفت . ساعتى بعد پيغامى از جانب او رسيد كه دو سلاح كمرى را كه ديده بود برايش بفرستم . در آغاز ، تقاضاى ويرا رد كردم و بحامل پيام گفتم به اربابش بگويد كه من اطمينان داشتم خان چنين پيشنهادى نخواهد كرد . آيا براى لحظه‌اى پيش خودش فكر كرده است كه با چه خطراتى در مسير اين مسافرت روبرو خواهم بود و آيا ميداند كه اين سلاح‌ها تنها وسيله دفاع من است ؟ اين پيشنهاد و اظهارات در احساسات اين وحشى اثرى نداشت و سرانجام در اثر نصيحت فاتح محمد يكى از سلاحها را براى سردار فرستادم كه بلافاصله عودت داده شد زيرا خان بهمراه اعلام سلام و تعارفات گفته بود كه يا بايد هردو را بفرستم و يا هيچكدام . اين موضوع در تمام روز مسأله‌اى بود زيرا تصميم گرفته بودم براى مدتى هم كه شده با نظر خان مخالفت كرده سلاحها را نفرستم تا ببينم نتيجه چه خواهد شد . از اين‌رو ديگر در شب شامى نداشتيم و با پستى و فرومايگى از اداى وظيفه مهمان‌نوازى روى گرداند .
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 196 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى