بسكوت وادار كنم .
موقعى كه به قصد عزيمت از جايم بلند شدم شخصى پيش آمد و اظهار داشت كه تو مسلما ميخواهى به آسمان صعود كنى ، وضع و رفتارت حاكى است كه در كشور خودت مال و منال و دارائى بسيار داشتهاى و از عهده مخارج خود كاملا برمىآمدهاى و بنابراين تو كه داوطلبانه از اين تنعم و آسايش چشمپوشى كرده با اين وضع و قيافه مسافرت مىكنى ميخواهى از گذشتههايت توبه كنى و با اين رياضت بلاشك در آتيه پاداش و اجرى زياد خواهى برد . ولى اگر من همين راه تو را پيروى كنم نبايد انتظار چنين پاداش و اجرى را داشته باشم ، چون من در وطنم بدبخت و فقيرم و همهجا به همين ترتيب فقير و بيچاره خواهم بود « 1 » .
من بحرفهايش اعتراض كردم و گفتم كه در واقع من همان هستم كه قيافه و وضع ظاهريم گواهى مىدهد . اما او تبسمى كرد و پس از آنكه چشمان خود را بپايم دوخت گفت ( فقط پاهايت به تنهائى اظهاراتت را رد مىكند و ثابت مينمايد كه بيك چنين بىنوائىها و رياضتها عادت نداشتهاى ) . بىدرنگ به طرف كفشهايم رفته و آنها را به پا كردم زيرا با وجود سعى و كوششى كه به كار مىبردم تا آنها را با همه تاولى كه داشتند در معرض آفتاب قرار دهم كه تغيير رنگ دهند ، باز تيرگى و سياهى صورتم را نيافته بودند . اين شخص تا موقعى كه سوار شتر شده ، راه افتادم دنبال من بود . اما اطمينان دارم گرچه ظرافت پوست من توجه او را جلب كرده بود ولى نتوانست سوءظن ببرد كه اروپائى هستم « 2 » .
هامش
( 1 ) - فلسفهاى كه اين شخص در سخنرانى خود به آن استناد مىكرد با نظريه تساوى كليه مسلمين كه قرآن تجويز مىكند قدرى متفاوت است . ولى هميشه مردم غنى تشويق ميشوند خانه خدا را زيارت كنند و در آنجا با پيشكشها و تقديمىهائيكه بقبور ائمه مىكنند ثواب و اجر بدست آورند .
( 2 ) - در نظر عموم مردم آسيا لطافت پوست حاكى از تنعم و آسايش است . علت اين عقيده را نميدانم مگر آنكه بگويم كه پوست رؤسا و سرداران آنها معمولا لطيفتر از پوست عوام الناس است . شايد علت آن باشد كه درباره آنها توجه و مراقبت بيشترى مبذول شده است . اينان از پستى و بلنديهاى زندگى و آثار عوامل آب و هوا در امان هستند و در ايام پيرى و كهولت هم كمتر در معرض آثار و عوامل طبيعت قرار مىگيرند .