تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
بنام كوه گوانكا يا كوه انعكاس صوت موسوم است . در پاى اين كوه از فاصله 50 ياردى هر كلمه‌اى را كه شخص با صداى بم و آرام به زبان بياورد و صحبت كند بنحو عجيبى با نهايت وضوح به طرف او برمىگردد و منعكس مىشود . هوا كم‌وبيش تاريك شده بود كه از فاصله ربع ميلى اين كوه عبور كرديم ولى افرادى كه همراه بودند فرياد و هاى ميكشيدند و صداى آنها بدون ذره‌اى اختلاف منعكس ميشد . از ظاهرش حدس ميزنم كه بايد ميان تهى و خالى باشد . پس از بازگشت بهندوستان از اهالى همان محل شنيدم كه در كوه گبر حروف شكلى ( هيروگليف ) منقوش است . بهرحال عوام معتقدند كه اين دو كوه مسكن و ماواى ديوها و يا ارواح خبيثه مىباشد . حكاياتى عجيب و غريب در محل معمول است كه حكايت مىكند ، اشخاصى كه در قديم از آن بالا رفته و اكتشافاتى كرده‌اند صدمات و لطمات زياد ديده و يا حتى از بين رفته‌اند ( فعلا تمام طبقات مردم از بالا رفتن از اين دو كوه خوددارى مىكنند ) . موقع غروب توقف كرديم تا ميرخداداد كه به اداى مراسم و تكاليف مذهبى و نمازهاى سه‌گانه روزانه خود بسيار مقيد بود ، نماز را ادا كند . در اين موقع 18 نفر مرد مسلح بما پيوستند . اين عده را نيز قبلا ديده بوديم كه در اطراف ما گشت ميزدند و مىچرخيدند ، مثل اينكه خواسته باشند قدرت و نيروى ما را كشف كنند . هنگامى كه نزد ما آمدند و همه در يك‌جا گرد آمديم فهميديم كه ما را در حدود ساعت 2 بعد از ظهر ديده نتيجه گرفته بودند تا در بين الطلوعين كه آمادگى دفع حمله نداريم بما حمله كنند ولى پس از آن‌كه مشاهده كرده بودند پياده شده‌ايم تشويق شدند نزديك‌تر شده از قصد و غرض ما مطلع گردند . چون اين افراد چهارشانه و قوىبنيه بودند و تعدادشان هم تقريبا دو برابر ما و اسلحه و تجهيزات آنها بمراتب بهتر از ما بود بنابراين چنانچه اين توقف كه تصادفا و بخواست خدا انجام شد صورت نمىگرفت با نقشه‌اى كه طرح كرده بودند باحتمال زياد چند نفر از ما كشته و يا زخمى مىشد . خداداد به آنها گفت كه من يك نفر پيرزاده و يا حاجى و زائر خانه خدا هستم . آنها بسيار خوشحال شدند كه اشتباهى مرتكب نشده موجبات
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 164 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى