تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
جنايتكار كه موهايش خاكسترى شده بود با همان قيافه و سيماى بىرحم خود ادامه داد كه ممكن است اين جوان بفوريت پائين بيايد و آنها را از وظيفه طولانى كه هلاك كردن او از گرسنگى باشد ، راحت و آسوده سازد . اينان منتظر بودند كه او بالاخره بر اثر گرسنگى از پناهگاه خارج شده خود را تسليم مرگ نمايد . راه ديگر اينست كه ساختمان و اثاث آن را ويران كنند . من جرات كرده پرسيدم كه منظور شاه مهراب خان از اين تجاوز و ظلم درباره شخصى كه دهكده‌اش جزو تيول او بوده است چيست ؟ جوابى كه او داد بيشتر باعث تعجب شد و آن اين بود كه پس از اين عمل نفرت‌انگيز و شنيع ، لوريها بسادگى پيشنهاد كرده بودند كه قدرت آنها را رسما بشناسند و ايشان نيز جرايم و خراج معمولى را به او بپردازند و اين پيشنهاد وفادارى مورد قبول قرار گرفته و شاه آنها ( رئيس خودشانرا به اين اسم ميخواندند ) رسما به سمت سردارى و يا رياست ناحيه مگسى منصوب گشته است . علت ارتكاب اين جنايت فقط حس انتقام‌جوئى بوده است زيرا قبل از فصل كشت كه دو ماه قبل بود ، اين دسته تقاضا كرده بودند به آنها اجازه داده شود كه مدت يك فصل در مجاورت دهكده سكنى نمايند و قطعه زمين كوچكى را بكارند . « 1 » تقاضاى ايشان را سردار مقتول بشدت رد كرده تهديد نموده بود كه اگر در آنجا ديده شوند سخت تنبيه و گوشمالى خواهند شد . دسته مزبور در نتيجه از آنجا رفتند و موقعى كه نفرات مسلحى كه براى دفع آنها اجتماع كرده بودند بسر كارهايشان بازگشتند يك شب از محلى كه در كوهستان مخفى شده ضمن حمله ناگهانى منزل سردار را تصرف و خود او و تمام افراد خانواده‌اش را مقتول ساختند . اهالى ده هم هيچگونه اقدامى براى كمك به سردار نكردند و با نهايت خونسردى و بىاعتنائى از سرنوشتى كه در انتظار پسر سردار بود گفتگو مىكردند .
هامش
( 1 ) - در اينجا و در بسيارى از نقاط اين نواحى مردم در فصل بهار دهكده را ترك گفته و بدره‌ها يا دشتهاى حاصلخيز كه نسبتا در فواصل نزديك واقع شده ميروند و گله و رمه خود را در آنجا چرانيده مقدارى غله مىكارند و در اواخر پائيز به محل خود مراجعت مىكنند .