تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
غيرعادى هوا و گرماى بسيار شديد كه موجب ناراحتى چشم مىباشد علامت يا پيش‌درآمد ديگرى راجع به اين باد ديده باشد . در اين موقع تنها اقدام احتياطى آنست كه خود را كاملا بپوشانند و به روى زمين دراز بكشند . واقعيت عجيب اينست كه نوع پارچه‌اى كه خود را بايد با آن پوشانيد هرقدر هم نازك باشد از اثرات مخرب و كشنده باد سموم بر بدن جلوگيرى مىكند . سوم آوريل - چون راه‌پيمائى بسيار طولانى در پيش داشتيم تصميم گرفتم كه در نيم‌شب حركت كنم . اين تصميم موجب اعتراض راهنما شد و مىگفت كه بجاده آشناست و از خطرات آن آگاه . در اين هنگام از دست ماسه و شن رهائى پيدا كرده بوديم و صحرا به صورت بيابانى پر از سنگ‌ريزه‌هاى سياه تغيير شكل داده بود . صحرائى كه حتى يك‌دانه بوته علف و سنگ برجسته و ناهموارى در سطح آن‌كه پيشروى را منحرف كند وجود نداشت . با وجود اين قبل از آنكه 500 يا رد جلو رويم ، دريافتيم كه ما دو سه بار بگرد نقطه‌ايكه نفس تازه كرده بوديم چرخيده‌ايم . من هم به اندازه همراهان از اين واقعه تعجب كردم و مىخواستم دستور توقف بدهم كه ناگهان به ذهنم خطور كرد كه مىتوانم با استفاده از عقربه قطب‌نما جهت حركت را تعيين كنم . بنا براين شيشه قطب‌نما را با فشار از جاى خود درآورده و آن را در دست راست نگهداشتم و چرخيدم تا نقطه شمال عقربه را محاذى شست خود درآوردم . در اين حال مغرب درست روبروى من قرار داشت ، با علامت و نشانه گرفتن چند ستاره پيشنهاد كردم كه خود راهنمائى را به عهده بگيرم و اين خدمت را انجام دهم . مراد و مرد براهوئى ، هردو ميخواستند كه مرا از اين كار كه به نظر آنها سعى بيهوده‌اى بود بازدارند و مىگفتند اگر قدرى جلوتر برويم راه را گم ميكنيم ولى نوكر هندوستانيم مايل بود كه براهنمائى من گردن نهد و سرانجام ديگران هم از او پيروى كرده به پيشنهاد من تسليم شده رضايت دادند . بنابراين به پيشروى ادامه داديم و در سپيده‌دم