تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
حتى يك بوته علف ديده نميشد . در انتهاى مسير خود كوهستان بوضوح و در مقابل مشاهده مىگرديد كه امتدادش از جنوب‌غربى به شمالشرقى بود موقعى كه از شتران پياده شديم ، راهنماى من شكاف يا معبرى را در كوهستان نشان داد كه مى بايستى از طريق آن معبر ، از اين بيابان مهمان‌نانواز بيرون بيائيم . امروز قبل از ظهر شاهد گردباد شديدى بوديم كه با ريزش سيل‌آساى باران توام بود . اين طوفان و سيل مدت نيم ساعت طول كشيد و قطرات باران بمحض ريزش بر زمين جذب شد . اين باران بسيار غيرمنتظره بود و چنانچه راهنما شدت و قوت آن را گوشزد نميكرد احتمالا دچار صدمات بيشترى ميشديم ، زيرا ماندن روى شتر ، در حالى كه باران در كمال شدت مىباريد نوعى بىباكى و تهور محسوب مىگرديد . قبل از ريزش باران آسمان صاف بود و فقط چند تكه ابر كوچك در گوشه شمالغربى ديده ميشد و تنها پيش‌درآمد و طليعه آن خفگى و گرفتگى فوق العاده هوا و چندين گردباد بود كه در اطراف به هوا برميخاست « 1 » . وقتى براهوئى مشاهده نمود كه گردبادها در حال متفرق شدن است و ابرى از گردوغبار نزديك مىشود تذكر داد پياده شويم و تا خواستيم پياده شده خود را در پناه شتران قرار دهيم ، طوفان با باد بسيار قوى و بشدت بر سرما نازل شد و درشت‌ترين قطران باران كه مانند آن را در تمام عمر نديده بودم شروع به ريزش كرد ، هوا طورى تاريك شد كه بهيچوجه نمىتوانستم فاصله 5 ياردى خود را
هامش
( 1 ) - شايد صحيح‌تر باشد كه نام ديگرى براى اين گردبادها پيدا كرد ولى چون پديده‌اى از باد بود اين اسم را انتخاب كردم . اين پديده‌ها ستونهاى بزرگى از ماسه و شن و خاك مىباشند كه در آغاز با حركت كوچك و دوار در سطح بيابان بوجود مىآيند و بتدريج اوج گرفته و توسعه مىيابند تا حدى كه انتهاى فوقانى آنها از نظر محو گردد . همراه با باد ستونى از ماسه حركت مىكند . سى الى چهل عدد از اين گردبادها را كه در آن واحد بوجود آمده بودند و ابعادى معادل يك الى سى يا رد داشتند مشاهده كردم .
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 150 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى