بهبينم . اتفاقا مراد در چندقدمى من بود ولى هرچه سعى كردم نتوانستم او را بهبينم و تصور كردم جايش را تغيير داده است و وقتى باران تمام شد در كمال تعجب ديدم كه او در همان مكان اول متوقف است . اين رگبارها و يا طوفانها نادر الوقوع نيستند . اگرچه باران وضع نامطلوبى بوجود مىآورد ولى محسنات و مزايائى هم دارد ، زيرا هوا را خنك و پاك مىكند و چنانچه اين بارانها نبارد در هرفصل كه باشد هوا غيرقابلتحمل مىشود . با وجود تكرار و فراوانى رگبارها باز هم در طول ماههاى جون تا سپتامبر « 1 » وضع هوا فوق العاده و سخت و غيرقابلتحمل است .
در خلال اين مدت ، بادهاى صحرا چنان كشنده و سوزان است كه هرموجود زندهاى را اعم از حيوان يا نبات كه در سر راه با آن مصادف شود ميسوزاند و اين مسير كه ما از آن عبور مىكنيم در آنموقع غيرقابلعبور است . اين باد را در سرتاسر بلوچستان ميشناسند و در هرمحل باسامى مختلف از قبيل جولوت يا جولو ، شعله يا باد سموم و يا باد طاعونى ناميده مىشود . قدرت كشنده و مهلك اين باد باندازهايست كه شترها و حيوانات پرطاقت را نيز از پاى درمىآورد و آنهائيكه نقل قول مىكردند ميگفتند كه تأثير آن بر روى بدن انسان ، كشندهترين چيزى است كه ميتوان تصور كرد ، عضلات شخص بدبختى كه قربانى اين باد شود ابتدا سخت و منقبض مىگردد ، پوست بدن چروك مىخورد و حالت نزع به انسان دست ميدهد . مثل اينكه گوشت كالبد روى آتش قرار گرفته باشد و آن را ميسوزانند و در آخرين مرحله شكافها و تركهاى عميق همراه با خونريزى بوجود مىآيد و مصيبت را باتنها مى - رساند . در بعضى از موارد قربانى زود ميميرد و گاهى چندين ساعت يا احتمالا چند روز در حالىكه از شدايد عذاب رنج ميبرد بتدريج جان مىسپرد . اين تازيانه يا عذاب كشنده بندرت اتفاق ميافتد و پيشبينى وقوع آن ميسر نيست . از بين تمام بلوچهائى كه در اين باب با آنان صحبت كردهام ، هيچكس نتوانست بگويد كه جز گرفتگى
هامش
( 1 ) - اواخر خرداد تا اواخر شهريور