موضوعى است كه مراد خان راجع به آنها مىگفت . او اظهار داشت كه سنگهائى كه در اين بناها به كار رفته در هيچيك از نقاط ديگر اين سرزمين ديده نميشود و اضافه كرد كه ارزش اينها به حساب نمىآيد چون مردم اين دوران و زمانه قادر نيستند به اين مهارت و استادى كار كنند . من هنوز ترديد دارم كه آيا اين آثار و ساختمانها سابقا قبور اشخاصى بوده يا آنكه بقاياى پرستشگاه و معبدى مىباشند . داخل هريك از اين آثار برجستگى خاصى وجود داشت كه رويش با سنگ پنهان شده و ظاهرا به قبر شباهت داشت ، ولى اين امكان هم متصور است كه اين قسمت محرابى براى آتش مقدس آتشكده « 1 » باشد . تعداد بسيار اين آثار بيش از هردليل ديگر از مقبره بودن آنها حكايت مىكند .
نيمهشب طوفان شديد و رعدوبرق به مدت دو ساعت به طول انجاميد ولى خوشبختانه هنگام توقف ، محل خود را در كنار رودخانه و در محلى كه سابقا سيل آن را شسته و تحليل برده بود انتخاب كرديم و اين قسمت پناهگاهى بود كه ما را از شر باران در پناه خود گرفت و من كه به علت وضع مزاجيم در وضع بسيار نامناسبى بودم از خطر خيس شدن نجات پيدا كردم . اما چشمان من از ترس آنكه مبادا رودخانه طغيان كرده و همگى را آب ببرد ، نمىتوانست بخواب روند . خوشبختانه با انكه سيل با صداى مهيب و وحشتناك خود جارى بود پس از چندى
هامش
( 1 ) - آتشكده معبد گبرهاست . آنها اين عنصر را بعنوان مظهرى از خداوند مىپرستند .
در هندوستان چندين آتشكده وجود دارد . در شهر يزد در ايران كه بعنوان دار العباده از شهرهاى ديگر مشخص و ممتاز است به گبرها اجازه داده شده است كه آتشكدهاى ( كه طبق ادعاى آنها از زمان زرتشت تابحال آتش جاويدان در آن ميسوزد ) در محله خود داشته باشند . ولى اين ارفاق مديون به حسن سلوك دولت ايران نيست بلكه معلول حرص و طمع مىباشد و دولت از هريك مبلغ 25 روپيهء ماليات مىگيرد . ( اين نظر مولف است و تكذيب مىشود زيرا بشهادت تاريخ عقايد اقليتهاى مذهبى در ايران محترم بوده و مىباشد : توضيح مترجم )