از وجود صحرا و بيابان در سمت مغرب آگاهى دارند و ميدانند كه اگر از آنجا بيشتر به سمت شمالغربى پيش روند در آن صحرا تلف خواهند شد . امروز بچاه بسيار عميقى برخورديم كه آبش يا خشك شده يا آنكه باندازهاى عميق بود كه بيرون آوردن آب با طناب امكان نداشت ، بهرحال چون از موجودى روز قبل مقدارى آب باقى داشتيم موضوع باعث نگرانى نشد .
شهر خاران در حدود چهل و پنج ميلى جنوبشرقى توقفگاه امشب ما قرار دارد . بقسمى كه ميگويند اين شهر بمراتب از سراوان « 1 » بزرگتر و به همان نحو هم مجهز به استحكامات قلعه مىباشد .
ناحيهاى كه به همين نام موسوم است بسيار كوهستانى است و انتهاى شمالغربى منطقه سراوان را تشكيل ميدهد . سردار اين شهر عباس خان نوشيروانى مىباشد كه تا اين اواخر يعنى چهل سال قبل از خراجگزاران محمود خان بوده است ولى حاليه استقلال كامل اعلام كرده ، ميتواند پانصد الى ششصد نفر از افراد قبيله را براى جنگ حاضر كند .
سربازان نوشيروانى به تحمل سختى و شجاعت و طاقت معروفند . شترهاى خاران از لحاظ قدرت و استقامت معروفترين اشتران آن نواحى هستند و در نتيجه افراد اين قبيله در ايلغارها و غارتگرىها نسبت به همسايگان خود برترى و تسلط دارند .
سىام مارس - امروز فقط توانستيم هفده ميل و نيم راهپيمائى كنيم . علتش اين بود كه در محلى چهار ساعت و نيم توقف كرديم . در اينجا به عدهاى از نفرات طايفه پوغ براهوئى برخورديم و خوشبختانه يكى از آنان را به مبلغ كمى اجير نمودم تا راهنمائى ما را در بيابان شن كه بايد فردا صبح وارد آن شويم به عهده بگيرد .
اساسا يك موضوع باعث ناراحتى من شده بود و آن اين بود كه مراد از راه صحرا كاملا
هامش
( 1 ) - سراوان يكى از بزرگترين شهرستانهاى بلوچستان است .