راه پرسنگلاخ وارد منطقه تپهها شده بكوهستانهاى مرتفعى كه شاخهاى از يك سلسله جبال بزرگ مىباشد وارد شديم و سرانجام طى هفده ميل راهپيمائى آنها را دور زده و يا از درههاى پرسنگ گذشته به بستر رودى بنام بال
Bale
كه تقريبا خشك بود رسيديم . در طول ساحل رود شش ميل ديگر راهپيمائى كرده سپس در نقطهاى كه نزديك آن ، چراگاه خوبى براى اشتران وجود داشت جهت گذراندن شب توقف كرديم .
جاده امروز بسيار بد و در بعضى از نقاط عرض آن از دو يا رد تجاوز نميكرد . در دو طرف راه صخرههاى مرتفع بمانند دو ديوار بلند و بارتفاع صد يا رد سر بفلك كشيده بود . چند صخره از مرمر سفيد در گذرگاه رودخانه مشاهده شد و در شكافهاى بالاى سر ما انقوزه فراوان روئيده بود . بستر رودخانه بال بسيار عريض است و بيابان خشك از كف بستر بسيار بلندتر است . جهت حركت من امروز به طرف جنوبغربى است و مسافتى كه طى كرديم بيست و نه ميل مىباشد . در اطراف رود بال دو يا سه جويبار با آب بسيار گوارا و همچنين كندههاى خشك درخت كه در اطراف ريخته و پاشيده بود وجود دارد .
بيست و هفتم مارس - به علت تب شديدى كه تماموقت ديروز و سرتاسر شب در آن ميسوختم چنان ضعيف شدهام كه فكر مىكنم امروز صبح به زحمت قادر به نشستن بر روى شتر خواهم بود . بهرحال تصور و خيال استراحت ( با در نظر گرفتن سفرى كه در پيش است ) برايم منتفى است ، بنابراين در حدود ساعت 7 صبح برخاسته و يكى از براهوئىها را براى كمك در پشت سرم روى شتر سوار كردم . امروز مسافتى معادل بيست و پنج ميل در جهت جنوبغربى طى كرديم . جاده به زحمت قابل تشخيص بود ، اين راه گاهى از دشت بالاى آنكه سواحل رود را تشكيل مىداد ، به شكل مارپيچ عبور مىكرد . آب در كف بستر رود فراوان يافت ميشد و جنگل اطراف كه از درختان بابول و گز ( لى ) و تاغذ « 1 » تشكيل ميشد چنان انبوه بود كه در بعضى از نقاط آن شترها ، حتى وقتى كه
هامش
( 1 ) -Taghuzنوعى است از گز كه راجع به آن هيچگونه توضيحى در كتب گياهشناسى نديدهام و نيز مانند اين درخت را جز در بلوچستان در هيچ جا نديدهام . به ظاهر به لى زياد شباهت دارد ولى برگهايش سفيد كمرنگ و از نوعى گرد پوشيده شده است .