تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
ارتفاع آب تنزل يافته و طغيان و غليان رودخانه تخفيف پيدا كرد « 1 » . بيست و هشتم مارس - امروز مسافتى معادل 38 ميل به سمت جنوب‌غربى طى شد كه قسمت اعظم آن از دشتى صاف و هموار ميگذشت . كمى بيش از 3 ميل از محلى كه در شب استراحت كرده بوديم ، از رودخانه بال شعبه‌اى به طرف جنوب‌شرقى منشعب مىشود و شهر سراوان را مشروب مىكند . اين شهر در مشرق محلى كه من در آنموقع توقف داشتم در فاصله 3 ليگ ( هر ليگ معادل 3 ميل ) از آن قرار دارد . پس از طى 15 ميل ، راه در دشتى كه در آن انواع مختلف بوته‌ها و درختان كوتاه و در بعضى از نقاط آن نيز از درختان تنومند بابول پوشيده شده بود به چاهى بنام بادو رسيديم كه در كف بستر خشكرودى قرار داشت . در اين‌جا بچوپانى برخورديم كه چند بز گرسنه را ميچرانيد ، او مىگفت كه تا ديروز تومانى ( خيل بلوچها ) بزرگ از قبيله بلوچ نوشيروانى در آن حوالى توقف داشتند كه به علت كمى آب و علوفه به سمت كوهستان خاران كوچ كرده‌اند . پس از آن‌كه مشكهاى خود را از آب پركرديم قدرى به پيشروى ادامه داديم و سپس در محلى از جنگل كه درختان انبوه داشت رحل اقامت افكنديم . شهر سراوان كه امروز ضمن پيشروى خود به آن برخورديم شهر بسيار كوچكى است كه تعداد منازل و كلبه‌هاى مسكونى آن از پانصد تجاوز نميكند . اين شهر را ديوارى گلى با برج و بارو احاطه كرده است و در مركز ناحيه‌اى خشك و بىآب‌وعلف و در فاصله بيست ميلى جبال سراوانى قرار دارد و بدين لحاظ بنام سراوان موسوم شده است . تنها انگيزه‌اى كه بانى اين شهر را وادار بانتخاب اين محل كرده وجود آب بسيار رودخانه بال است كه اهالى از آن بهره‌مند ميشوند . بايد اذعان كرد كه در يك چنين آب و هواى
هامش
( 1 ) - سيلها بسيار معمول و فوق العاده خطرناكند . شخصا جوى كوچكى را ديده‌ام كه عمقش 4 الى 5 اينچ بود و در مدت ده دقيقه بيك جريان تند و غيرقابل عبور كه همه چيز را در جلوى خود ميراند تبديل شد