تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
پياده ميشديم ، به زحمت مىتوانستند عبور كنند . در حدود چهار ميل از توقفگاه امشب ما آثارى از قبور بسيار عجيب و خارق العاده در ساحل چپ رودخانه و در فاصله چهارصد ياردى آن ديده ميشد ، شكل اين قبور مستطيل و هريك از آنها را ديوارهائى كوتاه از سنگ صاف عجيب و باز احاطه مىكرد كه در وضع فعلى به شكل سوراخهائى كه مخروطىشكل گسترده شده باشد ميمانست . اين ديوارها محوطه‌اى را بمساحت چهار الى 5 يا رد مربع احاطه مىكردند و جبهه در ورودى و همچنين جهت بناى آنها متوجه مشرق بود . چند تپه بزرگ خاكى و سنگى در اين قسمت از صحرا تا فاصله زيادى مشاهده ميشد كه وادارم كرد از شتر پياده شوم ولى چون در آن‌وقت باران مىباريد و به زحمت توانائى راه رفتن داشتم ، نتوانستم با دقت آنها را مطالعه و بررسى كنم . روى اين سنگ‌ها نوشته‌اى ديده نميشد و تمام تلاش و سعى من براى تحقيق بىنتيجه و بيهوده بود ، چون نتوانستم با كسانى كه اين اثر را ديده بودند صحبت و ملاقات كنم . تنها اطلاعى كه راهنمايم مىتوانست بدهد اين بود كه اين آثار مربوط به زمان گبرها « 1 » مىباشد . اما در اين سرزمين معمول است كه همهء آثار غيرعادى و غيرقابل توضيح را به اين منبع و ماخذ نسبت دهند و بنابراين نبايد به اين گفته اعتماد و اطمينان كرد . اما در اين مورد بخصوص محتملا اين حدس صحيح است چون در آن آثار ، هيچگونه قرينه‌اى مربوط بمسلمين و يا هندوها ديده نميشد و اگر آنها را منسوب به هندوها و مسلمين ندانيم بايد بپارسىها « 2 » مربوط باشند مگر آنكه باز آنها را متعلق بزمانهاى قديمىتر بدانيم . مسلما قدمت آنها بسيار زياد است زيرا عليرغم جنس و نوع سنگ كه بسيار سخت و محكم مىباشد همه آنها به حال فساد و تباهى افتاده‌اند . مهمترين مطلبى كه راجع به آنها شنيده‌ام ، چنانچه صحت داشته باشد ،
هامش
( 1 ) - پيروان زردشت و يا آنطور كه راهنما مىگفت كفار ( 2 ) - پارسى نام جديد اين مردم است و بين پارسىها و ايرانىها كه مسلمانند تفاوت وجود دارد ( منظور زردشتىهاى ايرانى است : توضيح مترجم )