تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
به شعبه‌اى از ايل ناروئى بلوچ موسوم به رخشانى تعلق دارند . رئيس يا سردار اين قبيله عيدل خان مردى است كه در حدود شصت سال دارد و موصوف بصفات بسيارى است كه موجب امتيازش نسبت بساير هموطنانش مىباشد اما اين صفات پسنديده را حرص و طمع بسيار پايمال مىكند . تنها ممر عايدى كه ظاهرا اين شخص دارد آسيائى است كه با آب رودخانه كيسور
Kysur
مىگردد ولى اين منبع درآمد ، مستمر و دائمى نبوده اغلب به علت كم‌آبى از كار مىايستد . تومان نوشكى از دويست گدان يا منزل تركيب يافته كه تشكيلات آن را چندبار توضيح داده‌ام . دوبار در گدان يا منزل سردار كه قدرى با منزل ديگران متفاوت بود رفتم . محل آتش ( اجاق ) و مركز حرارت در وسط و هم كف زمين قرار داشت و دو طرف اين كانون را ديوارهائى به ارتفاع در حدود شش فوت احاطه كرده بود . ديوارها را با قاليچه مفروش كرده و در هنگام استراحت به آن تكيه مىكنند . همه چيز بسيار تميز و در حدود خود پاك و آراسته بود . از سقف خانه تفنگهاى فتيله‌اى و شمشيرها و سپرهائى كه متعلق به افراد خانواده مىباشد آويزان است . در اين تومان شش دكان كه صاحبانش هندو هستند وجود دارد . اينان خطر آوردن زن و اطفال خود را باينجا قبول كرده‌اند . از حاميان خود مىترسند و از كليه صفات ساكنان و اهالى بلوچ انجا يعنى تنبلى و تن‌پرورى و جهالت و بىادبى و حتى غارتگرى تأسى مىجويند . صفت اخير بطور عموم در تمام قبيله ارثى مىباشد و به همين نحو هم جملگى به قمار معتادند . مهمان‌نوازى و حفظ قول و وفاى بعهد كه به شجاعت شخصى و وفادارى آنها ارتباط دارد از صفات نيكى است كه بدان مباهات و تفاخر مىكنند . سالهائى كه محصول زراعتى خوب نباشد ( معمولا از هر ده‌سال نه سال آن با چنين وضعى روبرو است ) احتياجات غله خود را از گرم‌سيل و كوچ گنداوا تامين مىكنند و در عمل همه ساله مقدارى غله از آن نقاط وارد مىكنند . بيست و ششم مارس - امروز با وجود آن‌كه حالم به علت تبى كه شب قبل عارضم شده بسيار بد بود ساعت 6 حركت كردم . پس از سه ميل راه‌پيمائى در دشت ، از يك
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 137 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى