يا خير ، ظاهرا چيز جالبى در آن وجود ندارد ولى از توضيحاتى كه مراد ميداد تنها چيز جالب در بنائى اين ساختمان سختى و محكمى سيمان آن مىباشد كه مىتوان آن را با سنگ مرمر مقايسه كرد . كمى جلوتر چند سنگ در كنار راه ديدم كه فاصله آنها از هم بيست الى سى يا رد بود . علت وجود و فواصل آنها را سئوال كردم و در جواب بطور جدى به من اطمينان دادند كه اين سنگها توسط رستم « 1 » بمناسبت تجليل از اسب تيزپا و محبوبش در اينجا نهاده شده است و اين فواصل معادل فاصله قدمهاى اسب رستم مىباشد . معلوم است كه به اين جواب و حل معما خنديدم ولى قطعنظر از هرمنظورى كه سنگها بخاطر آن به اين مكان آورده شده باشند ، حملونقل آنها حتى از نزديكترين كوههاى اطراف تا اين نقطه مستلزم زحمات بسيار و تحمل هزينههاى گزاف بوده است . بسيارى از اين سنگها به نظر بيش از چند تن وزن دارند و سطح آنها معادل شش يا هفت يا رد مربع است .
امروز شانزده ميل در دشتى مسطح و شنى طى مسافت كرديم و موقع غروب در محلى توقف كرديم كه فاصله ما از كوهستان مجاور در حدود سه ميل و نيم بود . اين جبال كه صحرا را احاطه كردهاند معمولا در سمت چپ اين جاده در فاصله هشت الى نه ميلى آن قرار دارند و در سمت راست تپههاى شنى به تناوب ديده ميشد . در بين راه از يك دهكده متروك به نام كاريز عبور كرديم . در اينجا چاهى با آب بسيار گوارا و در نزديكى وجود داشت و از آن مقدارى جهت ذخيره شب برداشتيم . چند قطار شتر در اينجا ديدم كه رها شده بودند تا در زمينهاى پوشيده از گز و شينز چرا كنند . از اين دو نوع نبات در اين دشت فراوان ديده مىشود . از محلى كه شبهنگام توقف كرده بوديم دودى را كه از محل ده ( تومان ) براهوئيهاى گوژگى برمىخاست مشاهده كرديم ولى چون در خارج از جاده اطراق كرده بودند نزد آنان نرفتيم .
در اينجا در جائى كه داخل محدوده نوشكى مىباشد قرار دارم . شرح بيشترى را در اين خصوص لازم نمىبينم ولى بقسمى كه قبلا نيز اشاره كردم مردم اين ناحيه
هامش
( 1 ) - قهرمان ايرانى شاهنامه فردوسى .