بيست و پنجم مارس - امروز موقع طلوع آفتاب سردار به مهمانخانه آمد و يك ملا نيز همراهش بود . او در واقع محرر سردار بود و سه نامهاى را كه سردار خطاب بروسائى كه اسامى آنها را بعد ذكر خواهم كرد ديكته كرده - نوشته بود . شخصى كه جامهدان اضافى و نامهاى را به او سپرده بودم ناشتائى خود را صرف و بلافاصله به كلات مراجعت كرد و خود من هم در حدود ساعت ده نوشكى را با خوشحالى زائد الوصف و واقعى ، بمانند كسى كه از زندان رهائى مييابد ترك گفتم . توقف من در نوشكى با يك سلسله معطلىهاى نامطلوب و بيهوده همراه بود كه مدت شانزده روز به طول انجاميد در صورتى كه در به دو ورود به اين تومان تصور نمىكردم كه بيش از چند ساعت در آنجا توقف نمايم و حتى تصور توقف بيش از چند ساعت هم موجب كسالت و دلتنگى مىشد . گروه ما غير از خودم از پنج نفر تشكيل مىشد ، و هيچكدام كاملا مسلح نبوديم . در اين سفر مىبايست به پيشآمد و اقبال خود اتكا داشته باشيم و دعا كنيم كه راهزنان ما را مورد حمله و غارت قرار ندهند زيرا وسايل دفاعى ما در برابر دزدان و راهزنان احتمالى بسيار ناچيز بود .
سه ميل كه از تومان فاصله گرفتيم از كنار گنبدى عبور نمودم كه طبق قصص و روايات قديمى در آن نزديكى شهر باستانى و قديمى قرار داشته است كه مردمش باندازهاى ثروتمند و غنى بودهاند كه در بنائىهاى خود و ساختن عمارت و ابنيه از مادهاى مانند سيمان يا ساروج به اسم چونام
( Chunam )
استفاده مىكردند و بجاى آب آن را با شير مخلوط ميكردند . اين اسراف و تبذير غيرلازم و تظاهرات بى مورد موجب غضب الهى و لعنت خداوندى شد و آن محل و اهالى شهر رفتهرفته گرفتار مصيبت و فساد و فلاكت شدند . در حال حاضر از اين شهر افسانهاى ، بجز اين گنبد كه مسلما از نظر نما و شكل ظاهرى منحصربفرد بوده و در وسط بيابان و دور از كوهستان قرار گرفته چيز ديگرى باقى نمانده است . فاصلهام از اين گنبد به آن اندازه نبود كه بتوان با دقت سبك و اسلوب معمارى آن را مورد دقت قرار داد و ديد كه آيا با سبك معمارى كه امروز در آن نواحى متداول و معمول مىباشد متفاوت است يا نه و آيا مصالح ساختمانى آن با امروز فرق دارد