تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

بخش هشتم

نامه‌ها - مؤلف از نوشكى خارج مىشود - سپاسگزارى - گروه - سلاح‌ها - گنبدى در صحرا - روايتى درباره يك شهر - سنگهاى كنار راه - اسب رستم - زحمت و مشقت حمل و نقل آنها - دشت - ده كاريز - تومان براهوئى - نوشكى - بخش - ساكنان - سردار - عايدى او - كى جدا شد - تومان - گدان - شرح دقيق - مغازه‌داران هندى - احساس ترس آنها از بلوچها - شرح مختصر منش بلوچها - مولف به تب دچار مىشود - رودخانه بال - راه - مرمر - گياه انقوزه - آب - جنگل - راه و مسافت - بناهاى خارق العاده‌اى كشف شد - توصيف - مقابر يا معابد - عقايد بوميان درباره آنها - شايد درست باشد - رعد و برق و طوفان - مولف و همراهان ، خود را از آن در پناه قرار مىدهند - تشويش او - خوشبختانه پا نگرفت و بى اساس بود - شهر سراوان - توصيف - رودبال - چاه - رود بادو - چوپانى در دوردست - رئيس سراوان - عايدات - بارورى فوق العاده سرزمين او - معبر يا لوخى بين اينجا و كلات - نواحى كه از آن عبور كردم - ناحيه خاران - ملخ - موارد قابل ملاحظه درباره دانائى آن حشرات ، كه بوميان اظهار داشتند - شهر خاران - رئيس آن - طوايف - منابع - شهرت خاران بخاطر شتران عالى - راه‌پيمائى كوتاه - صحراى ماسه‌اى - اجير كردن دومين راهنما براى عبور از آن .