تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
دوستانه دست براهوئىها را از آن كوتاه كنند و كارشان به آنجا كشيده بود كه بروش نامطلوب توقيف گله براهوئىها منجر شده بود . بهرحال دسته آخر يعنى براهوئىها در محاكمه فاتح شدند . سردار ضمن اعلام نظر خود كه جمعيت در سكوت مطلق به آن گوش ميداد خطاب به افراد خيل چنين اظهار داشت ، كه بخاطر داشته باشيد براهوئىها با موافقت شخص او و خان در نزديكى نوشكى سكنى كرده‌اند ، بنابراين حق دارند كه از كليه امتيازات بهره‌مند شوند . يكى از منسوبين رئس مينگل نيز با نفرات خود در جلسه اين محاكمه حضور داشت و عيدل خان چندبار روى به سمت او كرده و خطاب بوى اظهاراتى نمود . اين قبيل محاكمات هميشه در محل مهمانخانه ، موقعى كه كسى در آن سكونت ندارد تشكيل مىشود ولى چون فعلا ما در آن سكنى كرده بوديم ، فرش و نمد در آستانه در روى زمين گستردند و تمام نفرات و جمعيت زير تابش نور آفتاب بر روى آن نشستند . در اواسطه جريان رسيدگى بدعوى بود كه يك نفر بدبخت كوه‌گرد با دو الاغ كه بر آنها انقوزه كوهى بار كرده براى فروش آورده بود ظاهر شد . شدت علاقه جمعيت براى خريد باندازه‌اى شد كه يك‌مرتبه تمام جمعيت باسرعت دويده روى او ريختند و وى و بارهايش را روى زمين واژگون كرده پايمال نمودند . غوغا و كشمكش و بالا رفتن مردم از سروكول يكديگر نيم ساعت ادامه داشت . تمام اشخاص حاضر در جلسه در اين غارت شركت داشتند باستثناء خان و رئيس مينگل كه هر دوى آنها مثل كاپتن كريستى و من از ديدن اين منظره و غوغا دوچار خنده شده بوديم . مرد بيچاره كه چنين رفتار بىنزاكتى در حقش اعمال شده بود حتى القوه و بفوريت خود و الاغهايش را از دست مردم رها كرد و ترجيح داد نسبت برفتارى كه به او شده به شخص سردار دادخواهى و اعتراض نمايد . تمام جمعيت يكصدا و يك قول تقصير را متوجه هندوهائى كه خرده‌فروش و طالب اين كالا هستند دانسته و گفتند حمله به سبدها بار اول از جانب آنان شروع گرديد و هم آنها هستند كه سهم عمده غارت را برده‌اند ، بنابراين امر شد تا هندوها براهوئى مذكور را راضى كنند و اين دستور بلافاصله اجرا و مقدارى توتون و شكر به او داده شد .