تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
شديم . به مجرد ورود به اين دهكده تمامى اهالى قريه ما را احاطه كردند و بسيار جلب توجه آنها را كرده بوديم . ورود غريبه‌هائى مانند ما در نظر آنها بسيار عجيب و غريب مينمود . در اينجا از هندوئى بنام سوكارام
Sookaram
كه برايش توصيه‌نامه‌اى داشتيم سراغ گرفتيم و پس از اينكه بنزد ما آمد دستور داديم قدرى آرد و خرما تهيه كند تا كمبود ذخيره خودمان را تأمين كرده باشيم ، چون مىبايستى بلادرنگ به راه خود ادامه دهيم . اما او به اين حرف و قصد ما كه بنظرش نوعى بىباكى و تهور محسوب ميشد خنديد و خاطر نشان كرد كه با اين كار ، خود را در معرض نابودى و غارت قرار مىدهيم . ضمنا اضافه كرد كه كاروانى روز قبل به مقصد ( گرم‌سيل ) « 1 » حركت كرده است و چنانچه تصميم داريم به حركت ادامه دهيم بهتر است راهنمائى استخدام سعى نمائيم هرچه زودتر بقافله مزبور برسيم . از او خواستيم كه بفوريت راهنمائى براى ما پيدا كند ، و وقتى او بدنبال راهنما رفت پياده شده براى صرف ناشتائى روى زمين نشستيم . هندوى مزبور فورى مراجعت و پيرمردى را بعنوان راهنما همراه آورد . اين شخص بابت مزد راهنمائى تا گرم‌سيل چهل‌روپيه حق الزحمه پيشنهاد كرد ولى از قبول اين تقاضاى نامعقول امتناع كرده بناچار بلاتكليف مانديم . سوكرام هم از خود ما ناتوان‌تر به نظر ميرسيد و هيچگونه كمكى از دستش ساخته نبود . سردار و يا رئيس تومان هم در ده نبود و بلوچهاى قريه دور ما جمع و شروع باذيت و مزاحمت كردند . در اين گيرودار كه در فكر علاج و چاره بوديم شخصى كه ظاهر وضعش حكايت مىكرد ايرانى « 2 » باشد بما توصيه كرد كه بخاطر رهائى از مزاحمت جمعيت به مهمانخانه برويم . بعقيده او در آنجا در امن‌وامان و بدون مزاحمت خواهيم بود و در شب كه سردار بيايد براى ما راهنمائى تعيين خواهد كرد . اين نقشه را به كار بستيم و فى الفور رويه مردم تغيير نمود ، زيرا در حالى كه هنوز هم بكنجاوى خود ادامه داده مىخواستند ببينند كه ما كه هستيم خود را علاقمند باسايش و راحت ما نشان داده فرشى روى زمين پهن كردند تا روى آن بنشينيم و از منزل سردار چند متكا نيز
هامش
( 1 ) - در فاصله 75 ميلى شمالغربى نوشكى ناحيه‌اى به همين اسم وجود دارد ( 2 ) - فارس
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 112 | هنرى پاتينجر / شاپور گودرزى