آخر اين جاده از بستر رود كيسور يا كىسر
Kysur
عبور ميكرد و در اين فصل از سال اين راه آسانترين ، اما طولانىترين جاده كلات مىباشد . بقراريكه اظهار مىداشتند در فصل بارندگى عمق آب اين رودخانه زياد و جريان آب آن تند است ولى در ماههاى مه و جون و جولاى « 1 » معمولا اين رودخانه خشك مىشود . موقعى كه از اين نهر عبور مىكرديم عمق آن بين 2 الى 3 فوت و عرضش بين شش الى هفت يا رد بود . شب در كنار نهر توقف كرديم زيرا حساب كرديم كه اگر بخواهيم بدون توقف تا نوشكى به راه ادامه دهيم قبل از تاريك شدن هوا به آنجا خواهيم رسيد . تنها علوفه و نباتاتى كه امروز مشاهده كرديم تعدادى بوتههاى باريك و بلند از انواع درختى بنام بابول بود و در بستر رودخانه هم مقدار زيادى درخت گز وجود داشت . اينرا نيز بايد اضافه كنم كه در يكى از كوههائى كه بالا رفتيم ، ريشههاى پيازدار شبيه به پياز گل لاله فراوان و غنچههاى آن در شرف باز شدن بود . براهوئىهائى كه همراه بودند مىگفتند كه يك ماه ديگر عطر و بوى اينها در فاصله بسيار زيادى منتشر مىشود . يك نوع علف ديگر كه بومىها آن را ( خوشه پوت ) يا علف صحرائى مىنامند در اين قسمت از اراضى ميرويد . براهوئيها در موقع خود اين علفها را جمعآورى مىكنند و از آن بعنوان غذاى زمستانى بزها و گوسفندان خود استفاده مىنمايند . ساقههاى اين علف كلفت و زبر و برگهايش دراز و لبه برگها دندانهدندانه است .
اين علف خوشه شكل بوده طعم آن شيرين و بسيار مغذى است ، گياه ( شنز ) « 1 » كه ايرانيها ( فارسها ) آن را خارشتر مىنامند نيز در اين مكان ديده مىشود ولى مقدارش باندازهاى كه در اراضى پست و كمارتفاع موجود است نمىباشد .
نهم مارس - شب گذشته يخبندان سختى شد ولى باز نسبت به سرماى قبل قدرى ملايمتر بود . پس از طى شش ميل در جهت شمالغرب و عبور از بيابانى كه منظرهاش بوسيله تپههاى كوچك شنى و چندين تپه مجزا كه بفاصله 2 الى 3 ميل از رشته بزرگ كوهستان قرار دارند متنوع شده است ساعت 9 صبح به قريه ( تومان ) نوشكى وارد
هامش
( 1 ) - تقريبا اردىبهشت و خرداد و تير