تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
هم قدرى جنگل‌هاى كوتاه درخت ديده مىشد . تصميم گرفته بوديم كه قدرى پيش‌تر رويم ولى چون در بعد از ظهر آثار و علائم بارندگى ظاهر شد از جاده قدرى منحرف شده به سمت راست پيچيديم و در دهى باسم گروك كه در هفت ميلى شمال‌غربى كلات واقع بود منزل كرديم . اين مكان بانضمام اراضى مجاورش متعلق بشخصى است بنام سيد مراد از بستگان محمود خان . خود مالك در قريه نبود و با محمود خان به كوچ گنداوا رفته بود . منزل خالى از يكى از اقوام مالك گرفتيم و با فراغت و آسايش خاطر از اينكه ديگربار مسافرت خود را شروع كرده‌ايم باستراحت پرداختيم . هفت مارس - ساعت 7 صبح قريه گروك را ترك كرديم . چون آن‌روز هوا بسيار سرد و بارانى بود و شتران ما در فضاى باز خوابيده بودند لذا تمام روز را به سختى و زحمت راه مىرفتند . با وجود اين مسافتى معادل 28 ميل طى كرديم و طرف غروب در دامنه كوه در كنار نهرى كوهستانى اطراق كرديم . نزديك ما بركه‌اى مملو از آب باران وجود داشت و جهت تامين سوخت ، هيزم و چوب بسيارى هم در اطراف موجود بود . در فاصله چهار ميلى گروك ، جاده مستقيم كلات بقندهار را قطع كرديم و پس از طى ده ميل ديگر كنار چاهى توقف كرده ناشتائى خود را كه عبارت بود از قدرى نان و خرما صرف كرديم . در اينجا به عده‌اى از براهوئىها برخورديم كه گندم بار الاغ كرده عازم نوشكى بودند . قسمتى كه امروز طى شد كوهستانى و خشك و لم يزرع بود و از دو لوخ يا گردنه كه يكى از آنها بخصوص خيلى خطرناك و صعب العبور بود بالا رفتيم . عرض جاده بيش از دو فوت نبود و در سمت چپ آن پرتگاهى كه عمقش اقلا يك‌چهارم ميل بود وجود داشت . قسمت اعظم خط سير ما در جهت شمالغرب ، اما سختى جاده طورى بود كه به زحمت متوجه جهات مختلف مىشديم . تنها نقاطى كه آب توانستيم پيدا كنيم ، چاههائى بودند كه در 52 ميلى گروك قرار داشت كه شب را در كنار آنها منزل كرديم . 8 مارس - از شدت سرما شب پرفلاكتى را گذرانيديم . با سوز سرما و اماده نبودن و نداشتن پوشاك و رختخواب گرم ، استراحت و خواب امكان نداشت و چاره‌اى نبود جز