تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
شايد مطلع نيستيد كه ما بزنجاها تاجر مغول را در همين نقطه غارت كرده و كشتيم « 1 » . مرد هندى ما جواب داد : شما نمىبايست فكر كنيد كه مىتوانيد با ما به همان ترتيب رفتار كنيد يا تصور كنيد كه ما چهار پنج مرد مسلح مانند آن تاجر ترسوى مغول جان خود و مال اربابمان را در طبق اخلاص نهاده به تو بسپاريم . بزنجاها وقتى لحن قاطع او را ديدند اظهار داشتند عقيده به كار بردن اقدامات جابرانه‌اى ندارند و از مردان ما خواستند كه شمشيرها را باز كرده و آرام گردند زيرا در سرتاسر شب از باروبنه ما محافظت خواهند كرد . به اين موضوع گماشته جواب داد كه او و همسفرانش هميشه و طبق عادت و در طول مسافرت كمر بسته « 2 » و مجهز و آماده هستند . بزنجاها وقتى ما را تزلزل‌ناپذير ديده و چيزى براى خوردن نداشتند ، تصميم گرفتند بخانه‌هايشان بازگردند و درخواست كردند كه مبلغ چهار روپيه كه معادل ارزش مقدارى پارچه سفيد است بانها پرداخت گردد و اين مبلغ بانها پرداخت شد . سپس رهبر آنها رحمت خان گفت : حال كه راهها بدون وى بىخطر و امن است لزومى ندارد كه براى بدرقه و نگهبانى باروبنه همراه بيايم و اظهار داشت اگر هم صدها هزار روپيه داشته باشيد چون اجازه عبور از من داريد هيچكس جرات ندارد مزاحمت ايجاد كرده و تعرضى بنمايد . پس از آنهمه لاف‌زدنها ، او و نوكرانش بر اسبان و شتران خود سوار شده و دور گرديدند و مردم ما در سپيده‌دم روز بعد به حركت ادامه دادند . با رسيدن به حوض‌دار دريافتند كه مير مراد على به نماينده يا نايب خود در شهر نوشته است كه ما را به كوچ گنداوا كه تمام اسبهاى كشور در آنجا جمعند بفرستند . اين نقشه چه بخاطر
هامش
( 1 ) - اين حقيقت دارد . آنها به تاجرى مغول و بىدفاع حمله كردند و او را با تمام يارانش كشتند ، خان كلات چنان از اين راهزنى برآشفت كه بدنبال پدر رحمت خان فرستاد تا با وى در نيمه راه كلات ملاقات كند و سرانجام او را با چهل نفر از افراد طايفه‌اش كشت . ( 2 ) -Kumurbastehمعنائى دارد كه زبان انگليسى لغتى متناسب با آن ندارد . در اين مورد خاص بدانمعنى است كه فردى از لحاظ فكرى و سلاح جنگى آماده باشد . اين كلمه از دو كلمه فارسى كمر( Waist )و بستن( Tie up )تركيب شده است .