از همسايگان به گروه ما پيوستند و از اقدام و شعرخوانى ملا بىنهايت سپاسگزار بودند .
ملا فوق العاده خوب ميخواند و به نظر مىآمد كه از موضوعى كه مىخواند كاملا بوجد آمده است .
بيست و سوم فوريه - امروز صبح در شهر سروصدا و غلغلهاى برخاست كه باروبنه ما رسيده است از اينرو هنگام صرف صبحانه با متقاضيان فراوان و جويندگان شفا و دارو احاطه شديم . اين ارباب تقاضا تا شب بلاانقطاع بما مراجعه كردند . متقاضيان هيچ نوع عذر و بهانهاى نمىپذيرفتند و براى تماشاگر خندهآورترين منظره آن بود كه ببيند كاپتن كريستى و من چگونه در ميان جمعيت و خلايق محصور شده بوديم و چهطور هريك از افراد جمعيت خود را به نوعى از بيمارى كه ممكن بود در چنته پاندورا « 1 »
( Pandora's box )
يافت شود مبتلا مىدانست . همه باهم در آن واحد ، هم انواع ناخوشىها را برميشمردند و هم خود بيمارى خويش را تشخيص مىدادند و چنان اين مطالب در قالب سخنان نامفهومى بيان مىگرديد كه در نتيجه هيچكدام از ما دو نفر نمىتوانست كامل و روشن و واضح مطالب و شرح حال ايشانرا دريابد . ما لزوما گفته آنها را تبديل كرده و به تناسب آن داروئى تجويز مىكرديم ، ما نه تنها مجبور بوديم كه چنين كنيم ، بلكه آرزومند بوده و مىخواستيم با انجام اين عمل دوستانى فراهم كنيم .
داروها را با بخشندگى كامل و با توجه به بهترين قضاوت ممكنه خودمان پخش كرديم ، در حالى كه حتى تصور نمىكرديم كه داروهاى تجويز شده در حداقل درجه هم موثر افتد . بعضى از بيماران ما بدترين و بزرگترين اشتباهات را مرتكب شدند . اين اشتباهات بيشتر از آنجا ناشى بود كه يا دستورهاى ما را درك نكرده بودند و يا دستورهاى ما را درست و مطابق با گفته ما انجام نداده بودند . براى مثال مردى يك بطرى از داروى مخصوص چشم را آشاميده بود و پس از حال تهوع بنزد ما آمد كه بگويد داروئى كه دادهايد اثر قىآور داشت . بعضىها داروئى را كه براى استعمال خارجى داده بوديم خورده بودند ولى بطور كلى خوشبختانه اثرات بد و خطرناكى در بين اين جمع مشاهده
هامش
( 1 ) - در اساطير يونان جعبهاى بود محتوى تمام آلام و پليديهاى انسانى كه زواش به زوجه اپى متوس داد .