پس از وفات اوست ، بنا بر اين نبايد پيغمبر انتظار داشته باشد كه همهء آن امور در حياتش واقع مىشود و آنها را به چشم خود مىبيند .
فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ
: همانا بر تو ابلاغ دستورات و اوامر ما و بر ما حساب و كيفر آنهاست . اين كيفر يا در دنياست يا در آخرت .
دلالت آيه :
از اين آيه چنين بر مىآيد كه اسلام بر ساير اديان غالب خواهد شد و در حيات پيامبر گرامى و پس از مرگش درخت شوم شرك را ريشهكن خواهد كرد .
نظم آيات :
آيهء اول متصل است به
« لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ »
مىگويد : همانطورى كه پيامبران پيشين بشر بودند ، پيامبر اسلام نيز بشر است و بشر قادر بر نازل كردن آيات نيست مگر به اذن خداوند . اين مطلب از ابو مسلم است . قاضى گويد : نظر به اينكه در بارهء فرستادن پيامبر سخن گفته بود ، بيان مىكند كه پيامبران پيشين هم بشر بودند و اين پيامبر از اين حيث ، با آنها فرقى ندارد . آيهء دوم متصل است به
« لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ »
زيرا ظاهر اين است كه هر مكتوبى قابل محو نيست ، از اينرو مىگويد : خداوند هر چه را بخواهد محو و اثبات مىكند ، تا توهم نشود كه حتى با توبه هم معصيت ثابت است .
اين نظر از على بن عيسى است . مجاهد گويد : هنگامى كه آيهء
« وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
نازل شد ، قريش به پيامبر گفتند : تو قادر بر كارى نيستى . از اينرو به منظور تهديد آنها اين آيه نازل شد و به آنها گفت كه خداوند در شب قدر ، ارزاق و مصائب مردم را محو و اثبات مىكند . آيهء سوم هم متصل به آيهء دوم است . و مفاد آن ايت است كه آنچه به منظور تهديد ، در آيهء پيش بيان شده است ، در حيات يا پس از مرگ پيامبر ، واقع خواهد شد و اين بشارتى است براى پيامبر . برخى گفتهاند : نظر به اينكه قبلا بيان كرده بود كه براى هر اجلى كتابى است ، در آيهء سوم بيان كرد كه وقت عذاب آنها نيز - در حيات يا پس از مرگ پيامبر - فرا خواهد رسيد .