بأى كتاب ام بأية سنة * ترى حبهم عاراً على و تحسب
يعنى : به چه كتاب يا سنتى محبت آنها را براى من ننگ مىپندارى ؟ ! ( در اينجا هم فعل دوم عمل نكرده است ) مقصود از جملهء « يمحو اللَّه ما يشاء و يثبت » شايد اين است كه خداوند احكام و شرايع را بر طبق مصلحت زمان ، نسخ مىكند و تغيير مىدهد .
هر گاه « يثبّت » را به تشديد بخوانيم ، دليل آن
« أَشَدَّ تَثْبِيتاً »
است ( بقره ، 265 ) و هر گاه « يثبت » بدون تشديد بخوانيم ، شاهد آن قول عايشه است : « كان رسول اللَّه اذا صلى صلاة اثبتها » .
شأن نزول :
ابن عباس گويد : مردم پيامبر را سرزنش كردند كه زياد ازدواج مىكند و گفتند : اگر پيامبر بود ، مشاغل پيامبرى او را از ازدواجهاى مكرر باز مىداشت .
از اينرو خداوند فرمود :
« وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ . . . »
مقصود :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً
: پيش از تو پيامبرانى فرستاديم و براى آنها زنان و فرزندانى قرار داديم و تعداد آنها بيشتر از تعداد زنها و فرزندان تو بود . سليمان داراى سيصد زن و هفتصد كنيز و داود داراى يكصد زن بود . اين مطلب از ابن عباس است . بنا بر اين نبايد داشتن همسران و فرزندان را بر تو عيب بشمرند .
در روايت است كه : امام صادق ع اين آيه را قرائت كرد سپس به سينهء خود اشاره كرد و فرمود : به خدا ما ذريهء پيامبريم .
وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
: هيچ پيامبرى حق ندارد ، آيهاى بياورد جز اينكه خداوند به او در اين باره اذن دهد .
لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
: در بارهء اين جمله وجوهى گفتهاند :
1 - يعنى براى هر مدتى كه مقدر شده ، كتابى است كه آن مدت در آن ثبت است و هيچ آيهاى نيست جز اينكه داراى مدتى است كه خداوند در كتابى معين كرده و تابع