مقصود از احزاب كسانى هستند كه براى دشمنى با پيامبر تشكيل حزب و جمعيت دادند و كسانى كه منكر قسمتى از قرآن شدند ، همانهايى هستند كه « رحمان » را انكار كردند . چنان كه فرمود :
« وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ »
.
قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ
: بگو : من فقط مأموريت دارم كه خدا را به يگانگى پرستش كنم و ديگرى را در عبادت ، شريك او نسازم .
إِلَيْهِ أَدْعُوا
: من مردم را بسوى خدا دعوت مىكنم تا به يگانگى و صفاتش اقرار كرده ، در برابر عظمتش بكرنش و نيايش پردازند .
وَ إِلَيْهِ مَآبِ
: من بسوى كسى بازگشت مىكنم كه مالك سود و زيانهاست ، زيرا در روز قيامت ، احدى جز او مالك امور نيست هم چنان كه در دنيا نيز چنين است .
وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا
: همانطورى كه براى انبياى پيشين ، به زبان خودشان بر آنها كتاب نازل كرديم ، كتاب ترا به صورت حكمتى عربى بر تو نازل كرديم . بنا بر اين « حكم » به معناى حكمت است . مثل
« آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ »
( انعام 89 : و آنها را كتاب و حكمت و پيامبرى داديم ) .
برخى گويند : علت اينكه قرآن را « حكم » ناميده ، اين است كه احكام حلال و حرام در آن است و علت اينكه عربى ناميده ، اين است كه آورندهء آن پيامبر عربى است
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ
:
اين خطاب به پيامبر است . اما مقصود امت اوست . اهواء ، جمع هوى به معناى تمايل به هوس و شهوت است .
اگر موافق هوى و هوسهاى مردم كافر رفتار كنى ، بعد از آنكه بوسيلهء دلالات و معجزات ، براى تو علمى حاصل شده است كه شبههها را زايل و بر طرف مىسازد ، ترا ياورى كه از عذاب خدا حفظ كند و نگهدارندهاى كه جلو عذاب خداوند را بگيرد ، نخواهد بود
« مِنْ وَلِيٍّ »
در محل رفع و « من » زائده است .