برخى گويند : منظور نمرود بن كوش بن كنعان است كه چهار باز شكارى را چند روز گرسنه نگاه داشت و بالاى سر آنها گوشتى آويزان كرد و تابوتى به آنها بست و در حالى كه او و وزيرش در تابوت بودند ، بازها به پرواز در آمدند و به آسمان رفتند .
در اين وقت در بالاى تابوت را گشود و به آسمان نگريست ، ديد چيزى از بعد آن كاسته نشده است . سپس در زيرين تابوت را گشود و به زمين نگاه كرد ، از نظرش پنهان شده بود .
از اينرو ترسيد و بازها را متوجه پايين و تابوت سقوط كرد . اين مطلب از ابن عباس و ابن مسعود و جماعتى است .
فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ
: گمان نكن كه خداوند وعدهاى را كه به پيامبران خود داده است ، خلاف خواهد كرد . بلكه طبق وعدهء خود ، آنها را بر كفار غلبه خواهد داد .
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ
: قدرت خداوند برتر از اين است كه از طرف كفار دچار شكست شود و او صاحب انتقام است .
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ
: در اين باره دو قول است :
1 - ابن عباس گويد : يعنى صورت و هيأت زمين تغيير مىيابد . نقل شده است كه :
ابن عباس مىگفت : بيشهها و كوهها و درختان ، مبدل مىشوند ، لكن زمين ، به حال خود مىماند و همچون نقره سفيد مىشود ، ديگر خونى بر آن نمىريزد و گناهى بر آن انجام نمىگيرد . آسمانها نيز متبدل مىشوند و ماه و خورشيد و ستارگان ، از ميان مىروند ، و شعر زير را قرائت مىكرد :
فما الناس بالناس الذين عهدتهم * و لا الدار بالدار التي كنت اعرف
يعنى : مردم نه آنهايى هستند كه با آنها آشنا بودهام و خانه ، نه آن خانهاى است كه مىشناختهام ! مؤيّد آن روايت ابو هريره است ، از پيامبر گرامى اسلام كه فرمود : خداوند زمين را به زمين ديگر تبديل مىكند و همچنين آسمانها را . آنها را همچون سفرهاى مىگستراند ، بطورى كه در آن كجى و انحرافى وجود ندارد . آن گاه مردم به سوى