سياه و بد بوست و آتش چهرههاى آنها را مىپوشاند . تا خداوند هر كسى را جزاى كردارش بدهد كه خداوند سريع الحساب است . قرآن براى مردم كافى و رساست و براى اينكه مردم بوسيلهء قرآن بترسند و بدانند كه خداوند يكتاست و صاحب خردان بترسند .
قرائت :
لتزول : كسايى بفتح لام اول و ضم لام دوم و ديگران بكسر لام اول و فتح لام دوم قرائت كردهاند . وجه قرائت دوم اين است كه : « ان » حرف نفى است و بنا بر اين بدنبال آن لام مكسوره آمده ، نظير :
« وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ »
( آل عمران 179 :
خداوند شما را بر غيب مطلع نمىسازد ) بنا بر اين معناى آيه اين است : « و ما كان مكرهم لتزول منه الجبال » و با توجه به اينكه « جبال » استعارهء از امر و اعلام پيامبر است يعنى :
مكر آنها چنان نيست كه بتواند كارى را كه همچون كوهها استوار است ، از جاى بر كند .
وجه قرائت اول اين است كه : « ان » مخفف « انّ » است و در اين صورت معناى جمله اين است كه : مكر آنان عظيم است . مثل :
« وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً »
( نوح 22 : مكرى سخت و عظيم كردند ) و مكرى است كه مىتواند كوهها را از جاى بركند . شاعر گويد :
بكى الحارث الجولان من موت ربه * و حوران منه خاشع متضائل
يعنى : سرزمين جولان - كه در شام است - از مرگ صاحب خود حارث ، بگريست و حوران - كه نيز موضعى ديگر در شام است - از مرگ او ترسان و حقير گشت .
اين بيان به منظور بزرگداشت مرگ او ترسان و حقير گشت .
اين بيان به منظور بزرگداشت مرگ حارث ، مىباشد .
مؤيد اينكه ما امر و اعلام پيامبر را به سختى و استوارى كوه ، دانستيم ، اين آيه است : « فلا تحسبن اللَّه مخلف وعده رسله » يعنى : خداوند وعدهء نصرت پيامبر و غلبهء او را داده و بنا بر اين امر پيامبر قابل زوال نيست . چنان كه مىفرمايد :
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ »
( توبه 33 : تا او را بر هر دينى غالب سازد ) در موارد ديگر نيز كلمهء جبال براى تعظيم به كار رفته است . ابن مقبل گويد :
إذا مت عن ذكر القوافى فلن ترى * لها شاعراً مثلى اطب و اشعرا