تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
: مردم از خاك قبرها سر بر مىدارند و براى محاسبه ، در پيشگاه خداوند يكتا و بيهمتا و خداوندى كه بقهر خويش بندگان را بدام مرگ مىكشاند و صاحب هر نوع قدرتى است ، حاضر مىگردند . بديهى است كه همه چيز ، در همه حال ، در پيشگاه خداوند ، ظاهر و بارز است . علت اينكه : خصوصيت از قبر برخاستن مردگان را ، ظهور و بروز در پيشگاه خداوند ، دانسته ، اين است كه در آن مرحله ، حساب مردم فقط با خداوند است .
وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
: ابن عباس و حسن گويند : مقصود از « مجرمين » كفار است . ظاهر هم همين است ، زيرا قبلا در بارهء آنها گفتگو شده است . يعنى : در روز قيامت ، كافران در زنجير هستند و دستهاى آنها بگردنشان بسته است . جبائى گويد : يعنى مردم كافر را بزنجير كشيده و بهم بسته‌اند . ابو مسلم گويد : يعنى آنها را برشته‌اى از زنجير بسته‌اند . ابن عباس و حسن گويند : يعنى هر كافرى با زنجيرى آهنين ، به شيطانى كه گمراهش مىكرده ، بسته‌اند . مؤيد اين معنى ، اين آيه است :
« احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ »
( صافات 22 : مردم كافر و شياطينى كه قرين آنها بوده‌اند ، محشور كنيد ) و همچنين
« وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ »
( تكوير 7 : هنگامى كه نفسها جفت جفت شوند ) .
سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ
: پيراهن آنها از مادهء سياه و بد بويى است كه به بدن آنها ماليده شده و به شكل پيراهن در آمده است . آن گاه آتش بجان آنها مىافكنند ، تا زودتر بسوزند و مشتعل گردند و عذابشان شديدتر باشد . اين معنى از حسن و زجاج است . ابن عباس و مجاهد و قتاده گويند : يعنى پيراهنى از مس يا طلاى گداخته ، بر تن آنها است ! جبائى طبق هر دو قرائت تجويز كرده است كه بر تن آنها دو پيراهن باشد : پيراهنى از آن مادهء بد بو و سياه و قابل اشتعال و پيراهنى از مس گداخته .
وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
: اما صورت آنها را هيچگونه پوششى نيست و مستقيماً مورد اصابت آتش قرار مىگيرد .
لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ
: حرف لام متعلق بما قبل است . خداوند