تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كردهء خويش توبه كرده و پشيمان بودند ، و اين جمله را نيز براى آن گفت كه راه عذرى نشان آنها داده و بهانه‌اى براى رفتار گذشته‌شان بدست آنها بدهد كه بوسيلهء آن از خود دفاع كنند ، و اين حدّ اعلاى كرم و بزرگوارى بود كه ضمن اغماض و گذشت از اذيت و آزارشان راه عذرى هم به آنها ياد داد و دنبال همين گفتار بود كه گفتند : « آيا تو يوسفى ؟ » و گويند : همين كه يوسف بدانها فرمود : هيچ ميدانيد كه با يوسف چه كرديد ؟ دنبالش تبسمى كرد ، برادران كه در خلال اين ت بسم چشمشان بدندانهاى زيباى يوسف افتاد كه همچون مرواريد ميدرخشيد او را بيوسف تشبيه كرده و گفتند :
« أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ »
آيا تو يوسفى ؟ و قول ديگر آن است كه تاج سلطنتى را از سر برداشت و برادران او را شناختند .
« قالَ أَنَا يُوسُفُ »
گفت : آرى من يوسفم . و اينكه تصريح بنام خود كرد و نگفت : « من اويم » تا با ذكر نام صريح خود عظمت ظلم و ستمى را كه برادران به او كردند ياد آورى كند و مثل آن بود كه بگويد : آرى من همان ستمديده‌اى هستم كه حرمت او را شكستيد و قصد كشتنش را داشتيد ، و با همان اظهار صريح نام خويشتن اين مطالب را هم به آنان گوشزد فرمود و از اين رو دنبالش گفت :
« وَ هذا أَخِي »
يعنى اين هم برادر مظلوم و ستمديدهء من است كه همانند من بوى ستم رسيد .
« قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا »
كه خداوند آن فراق طولانى ما را بوصال مبدّل كرد ، و بعضى گفته‌اند : يعنى خدا با اعطاء هر چيزى كه در دنيا و آخرت است بر ما منت گذارد .
« إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ »
كه براستى هر كس از خدا بترسد و در برابر مصيبتها و همچنين گناهان صبر و تحمل داشته باشد خداوند پاداش او را ضايع و تباه نسازد .
« قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا »
گفتند : به خدا سوگند كه خدا تو را به حلم و دانش و عقل و زيبايى و سلطنت بر ما برترى و مزيت داده است .