( 1 ) اى مردم امارت اسامة را بپذيريد كه بجان خودم سوگند اگر دربارهء امارت و فرماندهى او حرف ميزنيد دربارهء فرماندهى پدرش هم پيش از او حرفها زديد ولى او در خور فرماندهى است چنانچه پدرش نيز در خور آن بود .
اين سخن را فرمود و از منبر به زير آمد و مردم بدنبال تهيهء وسائل سفر و ملحق شدن بلشگر اسامة از مسجد بيرون رفتند .
اسامة با سپاه اسلام تا جائى بنام « جرف » يك فرسخى مدينه رفتند ، ولى چون حال رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روز بروز سختتر ميشد او و همراهان در آنجا توقف كردند تا ببينند كار بيمارى آن حضرت بكجا ميأنجامد .
هامش
[ ( - ) ] و عين اين حديث را حاكم در مستدرك « ج 2 صفحهء 125 » و نسائى در خصائص ( صفحه 12 ) و اخطب خوارزم در مناقب ( صفحه 229 ) و ابن جوزى در تذكرة الخواص ( ص 46 ) و ديگران نقل كردهاند كه براى رعايت اختصار به همين چند جمله اكتفا مىشود و رويهمرفته كسانى كه حديث مزبور را از زيد بن ارقم و يا ديگران نقل كردهاند از شصت نفر متجاوزند كه در كتاب الغدير ج 3 ص 202 به بعد و كتاب احقاق الحق ج 5 صفحه 540 به بعد بتفصيل اسامى آنها ذكر شده .
و به همين جهت ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( ج 3 ص 17 ) پس از ذكر يك سلسله احاديث مجعولة در ميان شيعه و سنى از آن جمله حديث مزبور را ذكر كرده و گويد : اين حديث دربارهء على عليه السلام وارد شده ولى طرفداران ابو بكر عين او را دربارهء ابو بكر جعل كردند و برخى از علماء اهل سنت مانند ابن حجر در فتح البارى ج 3 ص 12 كه در اظهار حق جرئت ابن ابى الحديد را نداشتهاند در صدد جمع بين دو حديث برآمده و گفتهاند : دستورى كه رسول خدا « ص » دربارهء على بن ابى طالب داد جلوتر از دستورى بود كه دربارهء ابو بكر داد ، و از اين رو منافاتى ندارد كه دربارهء هر دوى آنها چنين دستورى داده باشد ، و اين بدان خاطر بود كه خانهء على بن ابى طالب درى بخارج نداشت و گذشته براى او كه جزء اهل بيت رسول خدا ( ص ) بود بصريح فرمايش رسول خدا « ص » جايز بود كه در حال جنابت در مسجد داخل شود ولى براى ابو بكر و ديگران جايز نبود از اين رو رسول خدا « ص » دستور داد جز خانهء على بن ابى طالب تمام درها را ببندند ولى هنگام رحلت دربارهء ابو بكر نيز چنين مطلبى فرمود . . .